هدف از خلقت "من" چیست؟+درصف خداهرکس جای خودش می نشیند+شنبه آخر،آخرین پائیزقرن۱۴شمسی

یادداشت ۲۹ آذر۱۳۹۹، آخرین روز شنبه، آخرین شنبه پائیز قرن۱۴ شمسی


نیابت خاصه=

دیدن+توقیع نامه+سفیانی+صیحه



این خیلی هم بحث ساده ای نیست!

نگاری که می گوید در اوایل پائیز ۱۳۵۶ شمسی روی زمین تشریف آورده و مستند اثباتی هم دارد، که بدبختهایی که شوکه شدند، هنوز از ترسشان ساکتند و نمی خواهند بگویند، برخی چگونه به دنیا آمدند و قضیه چه بود و این جارکشیدنها یعنی چه؟ بالاخره نگار خاصی است و داستان خاص و هدف خلقت جالبی هم دارد، روحش قتل و کشته زیاد دیده، خیلی از چیزی نمی ترسد، به وقتش آتش عشقش، جهنمی را به آتش ابدی می رساند و بهشتی را روشن می کند.


نگاری که مدام در این گوش و آن گوشش آن که نمی دید و نادیدنی بود، چیزی گفتند تا فقط لحظه ای ببیند و سپس محکم و با قدرتی نادیدنی از خودرویی بیرونش کشیدند و درب روی این و آن کوبیده شد ومیخکوبشان کردند، که بعدها معلوم شده، یک عده قاتل زنجیری بودند و بعد این بانو با یک عده حسود و انسان با رفتار مالکانه و صاحبانه در یک دانشگاه طرف شده که دستشان جلویش لرزیده و همیشه می لرزیده که خوب از حیث ژنتیکی هم معلوم شده خولی زاده بودند، به هر حال نگار خاصی است.


اما این نگار نه غره است و نه متکبر، جدی و بی ریاست و کمی مکار، گیربده، به سبک خودش... با هدایت خدای خودش...شوخی هم ندارد، چون خبط و جسارتی نمی شود در حق او کرد، راستگوست و عاشق مسلک.


نگاری که یک زن با افتادگی پلک چشم راست و اهل قریه ای اطراف اصفهان را چنان پیچانده، که هنوز دور خودش می پیچد و این خودش بوده که دنبالش افتاده، و بالاخره خداست که همه چیز را می داند، به هر حال نگار آفریده شده برای اهداف خاصی است!


راستی آنهایی که فکر می کردید،اینقدر قدرت یافتید که ضعیف کشی کنید، تاحالا تصور کردید که دارید مورچه له می کنید، اما یک دفعه می فهمید توهم داشتید و خیالاتی شدید و پا روی مثلا موی بدن پیلی بزرگ گذاشتید که اینقدر بزرگ بوده نفهمیدید روی کمرش ایستادید و یک دفعه پایین پرتتان کرده و زیر لگدش بازیتان می دهد، تا به وقتش لهتان کند؟


یا اینکه تازه دیده ها، به سرشان می زند و باز توهم و خیالات قدرت داشتنی، و... با دم شیر بازی می کنند، و باز موی تن شیر را مورچه زیر پا و فاقد قدرت فرض می گیرند و بازی در می آورند و یک دفعه، سرشان به باد می رود...چه صحنه ای!



چرا برخی اینقدر مزاحم و بی ریشه و زشت وسط راهند؟ دنبال جای دیگرانند؟ جا ندارند، یا حدشان را نمی شناسند، یا در خط شیطانند؟

در به درهای نوکیسه همین هستند...مدرک ومقام به درد بخورد که به رخ نمی کشند...


اینها خطای ناشی از لامذهبی است! کوچک نشمارید ستم به ضعیف و تهمت به غافل و بی پناه فرض کردگان را، بیشتر از حدتان صحبت نکنید نزد کسانی که خوب می دانید زیاده در برابرشان حرف می زنید، و کم زیاد دارید و به این طرفها نمی خورید، بیخانواده و بیعرضه گفتن های هتاکانه و توهین و گستاخی مکرر نثار که لایق خودتان می شود و خودتان می فهمید اراجیف گفتن چه عاقبتی دارد که غربتی متوهم بیگانه را چه به دخالت بین اغیار...


سیلی بدی در پیش است، خداوند حتی شفاعت شفیعان را برای چنین افرادی نمی پذیرند که غرور به بنده خدا کردند.


اما هدف از خلقت من:

عشق به باری تعالی، خالص،شفاف و نقره ای، پر نور...آگاهی درونی...

پیدا کردن راح روح و آسایش و آرامش گر دنیا، با روشی که خدا تعیین نموده...خیلی هم زیبا، بعدا فرشته مال اوست، آن یکی مال من...

زمین زدن مستکبران و پرچم واقعی اسلام را برافراشتن

پیدا کردن نشانه های خاص ظهور

آماده سازی جهان برای تحولی بزرگ...رسیدن به بهشت جهانی...

تفسیر قیامت و تجلی خدا بر زمین...عشق بی کران



سبزی رنگ قطب شمال را دیدید؟ آن نور زیبا...


خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی

تا نشیند هرکسی اکنون به جای خویشتن



متاسفانه برخی دکان زدند با نام حضرت والامقام عشق، و منجی عالم... مال شما نیستند، و چیزی به این حضرات نفرمودند، اینقدر معجل هستند.


من ایشان را دیدم و توقیع نامه بودن دیوان حافظ را اثباتا مورد بحث قرار دادم، و تعارف ندارم و آیه قرآن شاعری و کاهنی راهم یافتم، اگر ثابت قدم نبودم، اینجا و در این نقطه نبودم، برخی ها مواظب حرف ها و ادعاهایشان باشند، برای من هیچ کس صاحب مقامی نیست جز خداوند،حضرت پیامبر و ائمه اطهار...


همه اسم حضرت بقیه الله الاعظم عج را مودبانه آورده و مدعی زیاده هم نباشند، روح من در جریان انقلاب ایران آزادانه روی زمین ناظر امور بوده و ورود به کالبد خاکی از ۱۲ فروردین و استقرار هدف اسلام و قیام قائم تا۱۰ دی طول کشیده، داستان روح من با اصل و نسبم مطابقت جدی دارد، و فرضیه قیامت من در بازگشت صورتها و سیرتها هم به اثبات عقلی نزدیک شده است، پس همه حدشان را بشناسند که هر چه گفته شده، همان می شود.


قدرت واحترام می خواهید، جایتان را بشناسید، دیگر دنیا مثل قبل نخواهد بود، به حقیقت عادت کنیم نه افسانه!



بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی بن محمد السمری اعظم الله اجرا خوانک فیک، فانک میت ما بینک و بین ستة ایام، فاجمع امرک و لاتوص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبةالتامة فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره، و ذلک بعد طول الامد و قسوةالقلوب و امتلاء الارض جوراً؛ و سیأتی الی شیعتی من یدعی المشاهدة، الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذاب مفتر، ولاحول و لاقول الا بالله العلی العلی العظیم.

بنگرید: الاحتجاج، ج ۲، ص. ۴۷۸ کمال الدین، ح ۲، ص ۵۱۶، حدیث. ۴۴ الغیبة، ص 395


... تو از اکنون تا شش روز دیگر خواهی مرد، پس امر حساب و کتاب خود را جمع‌وجور کن، و دربارهٔ نیابت و وکالت به هیچ‌کس وصیت مکن تا به جای تو بنشیند؛ زیرا غیبت کامل فرا رسیده‌است، دیگر تا آن روزی که خدای تبارک و تعالی بخواهد، ظهوری نخواهد بود و آن پس از مدت درازی خواهد بود که دل‌ها را سختی و قساوت فراگیرد و زمین از ستم و بیداد پر گردد. به‌زودی از شیعیان من ادعای مشاهده خواهند کرد، بدان هر کس که پیش از خروج سفیانی و برآمدن صیحه (بانگی از آسمان)، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو و تهمت‌زننده‌است. قدرت و توانایی از آن خداوند بلندپایه بزرگ است و بس.

بخشی از آخرین توقیع حجت بن حسن در دورهٔ وکلا در منابع شیعه که بیانگر دیدگاه شیعه در موضوع غیبت است.





/ 0 نظر / 5543 بازدید