راز مهم دیوان های معنوی :شهادت خدا برای افشا پیمان شکنی درمحضرخدا

بامطالعه 3دیوان معنوی به ترتیب دیوان شمس مولانا,دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ و دیوان شیخ نعمت الله ولی, به این نتیجه رسیدم که قصد بزرگی از بیان آنها چون زمان رسیدن اخرالزمان و ارتباط آن به تزویرهایی است که انگیزه وقوعشان نشان از پنهان داشتن رازی دارد, دروغی که برای پنهان کردن یک خیانت گفته شده و تلاشی که برای عدم افشا آن شده نهایتا پشیمانی بزرگی ببار اورده و آتش بزرگی را برافروخته که هرگز نخواهد مرد.


البته

داستان در اینجا متوقف نمانده اما قسمت مهمی از این اشعار به "شهادت

نامه" خداوند بزرگ می ماند برای ما که علیم بکل

الصدور بوده و همه نیات

واقعی را می داند.


این بیت

را در غزل اول دیوان حافظ که باری از طعنه و سرجا نشاندني با برنامه و تحليل و

تفکر هم در آن است، اين طور معنا می کنم:


همه کارم

ز خودکامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی

ماند آن رازی کز او سازند محفلها


نهایت

همه کارهای-مربوط به- من از -دخالت- خودسرانی خودکامه(در اصل رهاشدگاني از خودبيخود و هوسران) به

زشتکارانی بدنام و رسوا هم مربوط شد،

هرگز نمی

تواند چنین رازی پنهان بماند که بایست محفلها و مجمع ها برای تحلیل آن تشکیل شود.



 "بیت‌ ۶:  همه‌کارم‌: همه‌ی‌ کارهایم‌، همه‌ امور مربوط‌ به‌ من‌

– خودکامی‌: خودکامگی‌، خودرأیی‌ و خودسری‌ و خودخواهی‌

– نهان‌کی‌ماند: هرگز پنهان‌ نمی‌ماند، هرگز قابل‌ پنهان‌ کردن‌ نیست‌

– محفل‌ساختن‌: مجلس‌ ساختن‌، موضوعی‌ را بحث‌ اصلی‌ مجلس‌ قرار دادن‌. منبع: شعر دلکش حافظ، منصور رستگار فسایی"


http://najvayeghalam.com/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%BA%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D9%8A%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D8%A7%D9%82%D9%8A-%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%83%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B5/


در

زمانه ما اين هوسبازان و بدکاران پشت برخي عناوين و سروري ها و يا حمايتها و

حجابها مخفي و روح پليدشان را پوشانده اند...

در امور

غير، غيرقانوني و غيرشرعي، رسما دخالت و مسير خودسرانه خو د را رفته و هر روز هم طلبکارترند و پا را بيشتر

از گليم خود فرا مي کشند و شبهه در امور خلق انداختن را سياست خود براي بقاء

فرض کرده و رويه سالم زندگي پاکان را بر هم ريخته اند و در حال سياه

کاري اند...



مصرع اول ختم المعاني اتصال رفتاري خودسران هوسباز با رفتار بدکاران زشت سيرت است و نشان مي دهد تنها بدان مي توانند بدي و پلدي را بپذيرند و به آن استناد و باز مدعي شوند.


و براي پنهان داشتن اين اتصال رفتاري ناشايستشان، حقايقي را هم پنهان کنند که حتما افشاء خواهدشد.




قطعا

تحلیل من از طيفي از اشعار خاص این دیوان ها که داستانی واحد را پیگیرند, اشاره به

یک پنهانکاری و دروغ در محضر خداست که قصد از بیان آن

ابقا حرمت پاکان و نابودی شرارت دونان و پیروزی خیر بر شر است.


2قسم

دروغ متصوره از این مطالعه برای من می تواند چنین فحوایی داشته باشد:


لحنی

مزورانه و نگاه اهریمنی که "به جان یکدانه دخترم به کار شما کاری ندارم..."

و در

محضر خدا تو را ...


محافلی

که در هر دو جز خدا حضور نداشته و چون جهان محضر او بوده، جز او ندیده و نشنیده

است.


اما بزرگترین نکته در کشف این شهادت ""

کشیده شدن خطها و پایان مهلت هاست" و اینکه سره از ناسره تفکیک و راهها جدا شده است.


دیگر نه خرقه سالوس پوش به جایی می رسد و نه حسود و صوفی خوش علف، و نه واعظ و رقیب و خراب و مدعی...


دیگر مهلتها پایان یافته و صفها کشیده شده است.


لعنت بر

اصحاب الشمال و اصحاب المشئمه



/ 0 نظر / 105 بازدید