راه برای رفتن است ... اما نه هر راهی صلاح رفتن دارد!



تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت


شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، مختارنامه، باب هژدهم، در همت بلند داشتن و در کار تمام بودن: 

گر مرد رهی میان خون باید رفت

وز پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت


این رباعی از نظر معانی به آیۀ 69 سوره شریفۀ عنکبوت نزدیک است که می فرماید:


« والذین جاهدوا فینا لَنهدیّنهم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسنینَ » 

و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققا آنها را به راه‌های (معرفت و لطف) خویش هدایت می‌کنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است.


یعنی سکون مار ا به جایی نمی رساند و اگر راه درست باشد و بر مبنای دستورات الهی در آن قدم گذارده شود، حتی افتادن و کشته شدن هم در آن مقدس و محترم! و همراه با یاری خداست.


وگرنه رفتار باری به هر جهت اشخاص متکبر و بی شأن و تند رفتنها و تنه زدنها و جسارتهایشان، جزائی جز سرنگونی در چاه ویل جهنم را ندارد!

که اینقدر در این راهها برای حرامها و ملاقات با نامحرمان رفته و با بی شرافتی و لا ابالی گری، درب خانه بر غیر گشوده اند که لاجرم افتادنشان هم در این راه فساد، افتادنی دیدنی است که هر راهی برای قدم گذاردن و وقت تلف کردن نیست و عقل و تحقیق برای انتخاب راه لازم است تا خیر در آنچه برایت پیش می آید، وجود داشته و «الخیر فی ماوقع» باشد.


عطار به طریق سلوک و هفت شهر عشقش، در عرفان معروف است و این طریق از وی چنین نقل شده‌است:

نخستین «جستجو و طلب» است، باید در راه مقصود کوشید.

دوم مقام «عشق» است که بی‌درنگ باید به راه وصال گام نهاد.

سوم «معرفت» است که هر کس به قدر شایستگی خود راهی برمی‌گزیند.

چهارم «استغنا» است که مرد عارف باید از جهان و جهانیان بی‌نیاز باشد.

پنجم مقام «توحید» است که همه چیز در وحدت خدا مشاهده می‌شود.

ششم مقام «حیرت» است که انسان در می‌یابد که دانسته‌های او بسیار اندک و محدود است.

هفتم مقام «فنا» است که تمام شهوات و خودپرستی‌های آدمی از او زایل می‌شود و می‌رود تا به حق واصل شود و در واقع از این فنا به بقا می‌رسد.


/ 0 نظر / 192 بازدید