چالش تطبیقی میان انواع عقودنکاح و احکام ماموریت و انتقال اداری!

آدمیزاد در این دنیا باعهدها و پیمانها پابرجاست و طبق آیه شریفه قرآن کریم  "از عهدها پرسش خواهد شد."

همیشه بهتر این است که در ارتباطات برمبنای عهدهایمان، ابتدا قانون را بدانیم و بعد ادعای همه چیزدانی و همه فن حریفی نماییم، که البته چنین ادعایی هرگز برای افراد محقق و دانشگاهی شایسته نبوده و نشانه مساعدی نیست.

 

در هرصورت در عقود نکاح 2نوع داریم: موقت و دائم

در روبط  اداری هم برای جابجایی از اداره یا دانشگاهی به اداره و دانشگاهی دیگر هم2روش داریم: ماموریت و انتقال

 

مأموریت در زمان مانند عقد موقت است که مدت معلوم و کاملا واضحی دارد و باید هم داشته باشد و به محض اتمام مدت هم دیگر حقی برای طرفین وجود ندارد.

 

انتقال دائم در روش انجام مانند عقد دائم است و تا زمانی که استخدام اجازه می دهد پابرجاست.

 

حال می رسیم به عقودی من درآوردی در محیط اداری و اجتماعی:" عقد نکاح دائم موقت" و در برابرش" انتقال موقت دایم "!!!

 

این نوع روشها جدیدا توسط مردمان خودبسنده و حکم صادر کن و همیشه قاضی آن هم از نوع تحصیل دلیل کنش ابداع شده و ادعاهای بسیاری را هم برای اشخاص فاقد سواد اداری و اجتماعی ایجاد کرده است که تبعات سختی هم برایشان داشته و دارد.

 

در عقد دائم موقت!!!! به ظاهر بزرگی از خانواده که احیانا زن و بچه اش  از او تبعیتی هم ندارند و حرفش اعتباری هم ندارد با زبانی غیرقاصد، صیغه عقد دایمی را جهت آشنایی می خواند!

این آشنایی که مدتش هم مشخص نیست تا زمانی است که شاید همدیگر را بپسندند و انگار نه انگار که چنین عقدی با چنین قصدی باطل و رابطه این دو بلبل سرگشته عکس برگردان! نامشروع است و حرام اندر حرام.

 

در انتقال موقت دائم در محیط اداری شخص با نامه ای از بالاترین مقام اداره وارد بخش مادونی شده و آن بخش بدون دقت در عدم طی مراحل اداری که شاید آن مقام مافوق صادرکننده دستور هم از ان بی خبر بوده و حکمی برای آن فرد صادر می کند. 


این حکم که مدت آن مشخص نیست به تصور نخبه های اداری ما تا بازنشستگی هم قابل ادامه است!!! و غافل از اینکه این مجوز صادره از ابتدا هم باطل و فاقد مشروعیت برای مستند قرار گرفتن بوده و در حقوق اداری عدم انجام چنین دستوری نه تنها تمرد نیست که بلکه عین ثواب و صلاح است.


دلیل این است که تمرد به معنای عدم انجام دستورات قانونی مقامات ذی ربط است و نه دستورات غیرقانونی و درصورت وجود اجبار هم شخص مربوطه موظف به گزارش تخلف به مقام مافوق صادرکننده دستور غیرقانونی است، که بحمدا...و المنه!!! این رفتار صحیح را کمتر می بینیم.

 

به هر صورت این آشفتگی ها که رفتارهایی ناشی از پارتی بازی و زرنگی های شیطانی و با درصد بالایی از تناسب و شباهت روحی طرفین است آسیب بزرگ را به 2طرف چنین ارتباطاتی می رساند.

 

عهدها یا عقود یا قراردادها یا Contracts بر مبنای تعهدات و شرایط مورد توافق طرفین، مطابق با قانون و شرع است و قصد آن کاملا باید مشخص و مشروع باشد.

وقتی می گویند انتقال پس از طی چند سال ماموریت است یعنی باید آشنایی و توافقی بین همکاران جدید حاصل شده و سپس کسی دائما به جایی منتقل شود

این قانون برای همه است و عده ای از مابهتران نیستند که هر چه بخواهند بکنند. 

 

متأسفم که میبینم زنی مثلا مسلمان به قصد آشنایی صیغه عقد دائم را می پذیرد و حلقه ای ر از مردی پذیرفته و به دست می کند که حتی او را نمی شناسد و قصد طرفش هنوز خواستن و نکاح با او نیست و قول ازدواجی هم به او داده نشده که نامزدی هم تلقی شود و در رابطه ای به خیالش قانونی رفته که پایان و ادامه  اش اساسا روشن نیست.

 

یا زنی که مدعی خانواده داری است، ببن نامحرمان ارتباط برقرار  و آشنایی هایی غیرضروری و منبع هوس ایجاد می کند و نام خود را بر دیگران می نهد که خوب اهل جهنمی است و چه حق الناسی برگردن دارد.

 

متأسفم برای مثلا تحصیلکردگانی که اختیار جامعه ای را بر عهده گرفته و خود را پیشوای عده ای کرده اند اما امور نامشروع خلاف مقررات و پرداخت حقوق حرام و دریافت آن از دستشان بر می آید و متأسفم برای تابعانشان که خوب وجدانشان را راحت کرده اند.

 

دروغ می گویند و بی وجدان شده و بجای حل درست و عادلانه امور اجازه می دهند مشکلات پیش بیاید و این سنگ به چاه افتاده را 100 عاقل نتوانند از چاه درآورند و انرژی های زیادی تلف شود که عین گناه و خیانت به سرمایه های یک ملت است.

 

برای دروغ بافان و خائنان و برای اهل غیبت که سرشان در کار خودشان نیست و به عیبهای خود نمی پردازند، هر دردی را که از اعمالشان نصیب شود را عین حق می دانم و اصلا برای سرنوشت شومشان ناراحت نیستم.

 

درست رفتار کنیم و کینه های ابدی نسازیم.

قانون و اخلاق هر دو محترم است با عهدهای شیطانی و قانون های خود ساخته امان اخلاق را وارونه معنا نکنیم و مافوق ها و بستگان عهدشکن را به رخ دستورات الهی و اخلاقی نکشیم. 

 


/ 0 نظر / 66 بازدید