شروع بحثی در باب فرهنگ و بی فرهنگی

ساده ترین جستجو در اینترنت و سایت های واژه یاب, ورای کتب متعدده معناشناسی واژه ها فحوای واژه فرهنگ را مثبت و دارای ارزش های والای انسانی معرفی می کند و اساسا معنای "بی فرهنگی" را در پستی ها و فرومایگی ها حبس می کند و کلا طرح بحث فرهنگ از طرف بی ادبان و دروغگویان و خاینان و خورندگان مال حرام و مانعان حق و مزوران و پنهانکاران را "باطل" می کند:


فرهنگ فارسی معین واژهٔ «فرهنگ» را مرکب از دو واژهٔ «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش،علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌است.

واژهٔ فرهنگ در پهلوی ساسانی به صورت «فره هنگ» آمده‌است که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا؛ و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شده‌است. در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیش‌کشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که فارسی‌زبانان فرهنگ را سبب پیشرفت می‌دانند.


لغت‌نامه دهخدافرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فرهنج است که علم و دانش و ادب باشد. (برهان ) : 

ای زدوده سایه ات ز آیینه ٔ فرهنگ زنگ 

بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ .

کسائی .


/ 0 نظر / 21 بازدید