ملک صبحگه و مشعله صبحگاه، 2 ترکیب ادبی یا توصیف مکانی آرمانی برای حکومت جهانی


غزل شماره 381

گرچه ما بندگان پادشهیم

پادشاهان ملک صبحگهیم

و

غزل 413

ساقی چراغ می به ره آفتاب دار

گو برفروز مشعله صبحگاه از او


در تحقیق مربوط به شهر آرمانی، به این 2 بیت از دیوان حافظ برخوردم، گرچه مدتهاست ک بسیاری از عبارات را در این اشعار شناسایی کردم، اما لازم دیدیم به صورت خاص این 2 بیت را تفسیر کنم.


پادشاهی، در شعرهای حافظ و همینطور مولانا و شیخ نعمت ا... ولی، غالبا برای یک شخص به کار بسته شده و در مقام خدایی هم واژه هایی چون کردگار و خدایا به جای خود استفاده شده است و لذا تفسیر پادشاهی در این اشعار به حکومت بر دنیا باز می گردد و در غزل 381، عبارت ""شاه منصور""، هم به صورت صفت و موصوف است و هم مضاف و مضاف الیه و منصور هم اسم خاص نیست، و معنای عبارت هم می تواند""شاه یاری داده شده"" باشد و هم اشاره به لقب حضرت مهدی(عج) که منصور بوده، باشد.


ملک صبحگه، یعنی یک قلمرو و یک محدوده پادشاهی، که منطق ایجاد یک محیط درست برای اداره دنیا است، طوری که متعلق به هیچ سرزمینی نباشد.

""ساقی"" هماره و همیشه برای من در شعرها مفهوم یک سیاستمدار و سیاستگذار را داشته که وظیفه ""قرابه کشی"" برای ""پیاله نوشها" را دارد؛ یعنی کسی که وظایفی را نسبت به یک جامعه داشته و دیگران از او انتظار عدالت و نظم هم دارند.


بنابراین یک سیاستگذار که به روشنی حقیقت الهی یعنی روشنی می، پی برده برای تحقق ظهور خورشید، می بایست به کمک بیاید و محدوده این ملک به سیاست او برای روشن شدن مشعل این ملک مشخص گردد.


محدوده ملک در اشعار برای محرم دیوان و کسی که عملا دیوان های معنوی به او تقدیم شده، مشخص شده و قبلا هم به آن نتیجه رسیده بوده و دیوان یک شاهد و روشنگر همیشگی است، و می طلبد که دیگر دست از سر حق او برداشته شده و با دادن وامها و قرضهایی که به او وجود دارد، این بازی ناشایست با حقش که بارها در اشعار مختلف دیوان مورد اشاره بوده، با یک اعتراف و گواهی به پایان برسد.


واصحاب الیمین

ما اصحاب الیمین...


/ 0 نظر / 88 بازدید