فلسفه انتقام و ضرورت آن، و اینکه چرا عدم آن ممکن نیست.

اینقدر از لذت بخشش بحث هست که برخی تصور کردند که «انتقام» یا در اصل «مجازات الهی و مشروع» زیر سؤال است.


اساسا از دید من این 2 بحث 2 مقوله نوعا متفاوت است، به نظر نمی رسد در جایی که کسی عذری نیم خواهد و مدام با آزار خود را بالا می کشد و بر سر می کوبد، بخشش اصلا محلی از اعراب داشته باشد.


از وضعیت امرورز قضاوت دریافتم، اگر شما قویتر باشید، می توانید مجازات کنید، اما علنا دیدم وقتی تصور می کنند شما ضعیفترید، از مجازات طفره می روند، چون زیاده اختیاراتی به اشخاصی داده شده است.


ضرورت انتقام و مجازات برای امنیت بشریت است و اینکه عمل بد سرانجام بدی دارد، بخشش بی جا آسیبی جدی به حرمت اجتماع و استمرار ستم است.


اینکه گاهی می شنوم که دیگر گذشتگان رفتند و انتقام آنها بما مربوط نیست، به جد ناصحیح است، بی پرده از یافتن ذریه قاتلان امام حسین ع و کارسازان قتل ایشان که کشندگان حضرت علی ع بودند، نوشته ام و فقط کمی تعقل لازم دارد.


برخورد با کسانی که بی جهت و برای حفظ قدرتی خیالی، در پی خودنمایی و فسادند و داستان از گزارشات دروغ یک معاون بی سروپا که عکس خماری اش را در صفحه لینکدین برای معرفی وجود علمی اش!!! گذاشته و از زن جاسوسه ای اطلاعات می گیرد که قبلتر فیلم رسوایی براردر و ادعای زن صیغه ای! داشتنهایش منتشر شده، شروع می شود که برای رفیقی که مجوز معاونتش را از محلی غیرقانونی اخذ و فکس کرده، ازد خودبیخود شده و تصور می کند که با حذف کسی اور ا بر می گرداند، از خود برنامه ریز شده و وقتی می بیند فتنه اش را رفقایش به بد جایی کشاندند، مدام دکتر دکتر می کند و سعی می کند محیطی را که تخریب کرده، جمع کند! عین عمر بن سعد و گزارشات دروغ و نهایت کنار کشیدنش از فاجعه ای که ساخته و سپس جمع کردن احساد مطهر نینوا!


دیگری که قراردادی است و معاون شده، از دور نشسته و فرمان حمله صادر می کند و همه برای او و صله هایش می میرند! عین عبیدالله بن زیاد! ابن مرجانه!


آن دیگری دوست و رفیق بی کفایت را بر سر می نشاند و جو بر هم میزند، مثل عثمان بن عفان

دیگری دستش می لرزد و نامه قایم می کند، به زنی حرام می خوراند و زن دیگری لو می دهدش و از او کینه دارد! مثل خولی

از چهره ماندگار و اعمال زیر سایه و بسیار مؤدبانه او هم، بوی شمر بن ذی الجوشن بلند است.


بر زمین که می افتی لاشخورها دور برت هستند!

یکی درس روش تحقیق معماری را با مدرک دکترای الکترونیک از هندوستانش برمی دارد.

آن دیگری آخر عمری، راهنمایی تزهایت را حقیقتا می دزدد، و بعد بر می گرداند! یاد آن انگشت بریده انگشتر برده و بعد آن را برگردانده در کربلا می افتی!


3 دانشجوی بی آبرو از رویت رد می شوند! و بعد ادعای ریشه می کنند! کمی گربلا را بخوانید! از وٌلد زناهایی که از روی احساد مطهر گذشتند!


حرمله که تیر پرت می کند، هر وقت می بیند، یک حرف اضافه پرت می کند! کمی دراز است و بر دهانش کوفتن انرژی می برد! پس صبر میکنی


و بعد یک مشت بی غیرت را می بینی!


زنانی که با هم دردو دل می کنند! می گویند حضرت علی ع را دوست دارند! اما بالواقع قساد از وجودشان بلند است، تربیت ها اسلامی و بر پایه حیا نیست.


پس چرا وقتی در این نسلها اینقدر فساد ادامه یافته که بعد از نزدیک به 1400 سال کمی کمتر، بویش اینقدر بلند شده، از انتقام و مجازات و زهر زقوم صحبت نکرد.


محازات، آرامش جامعه است و اینکه آزار خلق منتج به تنبیه است، و اگر عمل در حدی باشد که تمامی ندارد، مرگ حق است.


اعدام حق ماست و لغو مجازات آن کودکانه است! آنها که متجاوزان را آزاد گذاشتند، قاتلان زنجیره ای را ساختند.


وقتی شرابخوار متهاجر، شلاق نخورد، دریدگی در جامعه زیاد می شود، هر که در مستی هر چه خواست می گوید و می کند و بعد می لافد، که اختیار نداشتم!


وقتی زناکار شلاق نخورد، تصور می کند کنجکاوی و تنوع حق اوست و باز دریدگی در جامعه زیاد می شود.


وقتی اهانت کننده به اطهار و مقدسات اعدام نشده و شلاق نخورد و زندان نرود، دیگر کسی برای اطاعت از افراد راستگو سر خم نمی کند و اهانت عادت شده و فساد زمین را می گیرد.


پس انتقام حق است، مجازات رواست...


همیشه در ذهنم صحنه بلند کردن پسر حرمله بر دست و شعار یالثارات الحسین را دارم و آرزو دارم روزی اجازه اش را از قاضی القضات این مملکت بگیرم!

حرکتی نمادین که برای شروع این جریان انتقام خواهان آنم!

گلویش را با 3 انگشت بفشاریم و گارد محافظ بر یک دست بلندش کنند و با دست دیگر شعار دهند و از جائی که من می دانم بیرونش بیاندازند!


دوست دارم این صحنه را بسازم...


حس درون من نه گریه می خواهد و نه نوحه، اقدام عملی و انجام حق را می طلبد و ترسی که همیشه در دل این اقشار فاسد باشد که نفوذی های مدعی در ادارات ما برای سلب آسایش خلق و ایحاد تنشند که جز به خود و باندشان نمی اندیشند...








/ 0 نظر / 70 بازدید