روش تحلیل دیوان های معنوی به عنوان میراثی برای بشریت، رجوع به نمادهای تاریخ گذشته یا وقایع حال و آینده؟

تحقیقی دارم که چند وقت است به شدت پیگیرم...


مستندات اصلی اش دیوا ن های معنوی، کتاب مقدس خداوند، "قرآن" و بسیاری از کتب روایات و احادیث موجود در کتابخانه ها و نرم افزارها و سایبر اسپیسCyber Space است.


وقتی تحلیل های اساتید فن را خوانده یا گوش می دهم، مدام از گذشته و زمان آن شعراء صحبت می شود که البته آموزنده است، اما همیشه این سؤال را دارم که اگر شعر متعلق به زمان خود بوده، پس چرا تا حال کسی ابهامات آن را به روشنی بیان نکرده و هر از چندگاهی اساتید با طرح بحث عشق حقیقی و مجازی یا اعلام متعلق بودن این شعرها به خانواده شاعران، بحث را به مسیر تفکر دیگری می برند؟


کمی باید بیشتر واقع بین بود...

منطق استدلالی حکم می کند که نتیجه بگیریم که هنوز اسرار این ابیات پابرجاست، پس نمادهای رمز وار آن قطعا متعلق به گذشته نبوده و یا مال امروز است و یا آینده ای که هنوز در پیش داریم...


مطالعات من وجود 5 راوی و در اصل گوینده را در اشعار خواجه شمس الدین حافظ شیرازی، قطعی نموده است...


1-یک یار برگزیده عاطفی و شجاع و باکمالات

2-یک سیاس منطقی وصبور که به راحتی هم میدان را باز نمی گذارد و ملاکهایش به بازی گرفته نمی شود(در اصل "نگار" به عنوان یک شخصیت کاملا حقیقی، که بارها مورد خطاب است)

3-یک پریشان که واقعا در حال بازی با نمادهاست و معانی رمزی را درست ندانسته و سطحی نگر است و تغییراتی در شرایط تفکر و رفتار هم می کند.

4-یک صدای یزدانی و ناصح و بسیار آگاه ...

5-و شخص خواجه شمس الدین حافظ که قصدش از این میانجی گری و طوطی صفت بودن مصرح در متن دیوان، یک وصال موعود است.


تعداد شعرهای 2 دسته آخر بسیار کمتر از بقیه است و تشخیصش برای من سخت نبود و گویندگان در چهار مورد مرد و در همان یک مورد همان خانم مورد خطاب مستقیم در اشعار هستند...


همه این تدقیق ها برای من به معنای چراغ روشنگر مسیر است و تأکید می کنم تفسیر معانی و دانش اصلی در نزد یک شخص بیشتر نیست...

کسی که محرم راز است... همان که در این اشعار "ضمیر جهان" خوانده می شود:

جام جهان نماست ضمیر منیر دوست

اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است


مستند محرمیت یک شخص برای فهم این اشعار هم این 2 بیت است که خوب همه چیز را می داند اما باید ساکت بماند تا بشود آنچه که باید بشود که در اصل تمام تفسیرها و مختصرگیرندگان سخن را به عقب می راند:



گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی



/ 0 نظر / 61 بازدید