قسمتی ازحکایت دیوان حافظ:غصب حق وتلاش اهریمنی بربستن رجس برحرمت نگار دیوان، شایدمصداقی ازقدرت خدا در آیه تطهیر

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

وَ قَرْنَ في‏ بُيُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَکُمْ تَطْهيراً

و در خانه های خود بمانید. و چنان که در زمان پیشین جاهلیت می‌کردند زینت‌های خویش را آشکار مکنید. ونماز بگزارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. ای اهل بیت، خدا می‌خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را پاک دارد.(سوره مبارکه احزاب/آیه 33)


حدیث کساء را بارها خواندم و از محبت درون آن کاملا پیداست که بحث اهمیت اهل بیت و خانواده و رابطه خونی و یک رابطه سببی پر از عشق و مهم در میان است، قطعا این آیه در مورد 5 تن آل عبا ذکر شده و به اعتقاد علماء زیادی، نسل آنان را نیز که ادامه دهنده خاندان رسالت هستند،در بر می گیرد و به خاندان آخر اهل بیت یعنی خاندان حضرت مهدی عج هم منطقا خواهد رسید و مربوط خواهد شد و در روایات آخرالزمانی به وجود اهل بیتی در کنار حضرت مهدی عج اشاره شده است.


رجس یعنی پلیدی، خداوند پلیدی را از خاندان حضرت پیامبر، رفع و هم دفع کرده و آیه هم نشانه قدرت تکوینی و هر تشریعی پروردگار است. (بحث دفع و بحث قدرت تکوینی پروردگار در این جریان بسیار مهم است)


غزل اول دیوان حافظ به صراحت در این بیت به تشکیل محفل ها که مورد اشاره در حدیث کساء نیز هست اشاره دارد که در حدیث آل کساء از طرح این حدیث در محافل اصیل شیعه سخن آورده شده است.


همه کارم ز خودکامی به بدکاری کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها


در طرز قرائت این بیت باید به این نکته دقت کرد که، در لغتنامه دهخدا «خودکام» به مرد بد سیرت و فاسد و «بدکار» به زن بدسیرت و فاسد اتلاق می شود، و بنابراین منطقا نمی توان از پلیدی ای مردانه به پلیدی ای زنانه راه برد و یعنی از مردی به زنی تبدیل شد! و منظور بیت قطعا به دخالت مردان و زنان پلید در تلاشی نافرحام و زننده به بازی با حیثیت صاحب حرمت دیوان و اتصال جریان فساد به فسادی دیگر مربوط می گردد، که نهایت اعمالشان ذلت و این پاسخ کوبنده الهی است.


دیوان حافظ را باید با دقت خواند که کار کارستان نگارنده غیب است و کلمات دقیق اند، دیوان در حال سخن گفتن و بر زبان راندن یک قصه منسجم آخرالزمانی و تؤامان غزلهایی چند زمانی و پرهدف است، قصه ای که در آن رنگ و بوی دخالت و زیاده گویی پلیدان و تلاشهای شیطانی برای تفرقه افکنی و مداخله در تغییر مقدرات الهی کاملا آشکار است که کاملا به بن بست خواهد رسید، یعنی خصم خدا و قدرتش که راست نمی گوید، که کار به جدلی بکشد که در این بیت هست:


حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

گر بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم



ساده تر بگویم، دفع رجس پلدیان از خاندان آخر و دفع! و افکندش بر همان که پراکنده...



نکته1: آیه تطهیر بعد از جریان مباهله حضرت پیغمبر و در همان روز در شهر مدینه نازل شده است، یعنی 24 ذی الحجه سال 10 هجری(پس ار فوت قطعی دختران بزرگتر حضرت پیغمبر ام کلثوم س و رقیه س در این تاریخ)


خداوند در آیه ۶۱ سوره آل عمران می‌فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».


نکته2: جعل در این حدیث توسط 3 نفر صورت گرفته است: مقاتل بنن سلیمان، عکرمه، عروه بن زبیر از دشمنان اهل بیت.


نکته 3: کسی می تواند درست این تحلیل را بداند که تفاوت معنایی صحیح دفع و رفع و تکوین و تشریع را بداند، متن برای آنان که نمی دانند، درک شدنی نیست و باید مطالعات علم اصول فقه انجام دهند.


/ 0 نظر / 61 بازدید