امکان سنجی یک "درست کردن"

دیالوگ نهایی یکی از فیلمهای پرفروش این روزها این است:


درستت می کنم...


نمی گویم که قبول کردم نهایت این تصمیم را یا نه، که روح با روح و جوهر با جوهر فرق می کند و بلکه بشود درست کرد، اما کاملا معتقدم که درست کردن کار هر کس نیست اما خراب کردن از همه بر می آید...


دلیل اینکه درست کردن کار هر کسی نیست هم به دلایل متعددی بر می گردد اما به زعم من نهایتش این است که آن که خود را درست و براه نکرده را چه به درست کردن دیگران...

و باید دید بعد تمام این خوانها گذراندن اصلا کسی ارزش درست کردن دارد یا همان بهتر که همان خراب بماند.


آدمهای دوروبرم مدتهاست برایم دورتر و گستاختر و بی خیالتر از قبل به نظر می رسند..


دقت کنید پای خیلی ها ار گلیمشان دراز تر شده و ادب و حیای سابق زمان پدرومادرهایمان کمرنگتر شده، حرمت ها زودتر شکسته و راحت تر هر شکلی از خیانت و دروغ را می توان دید و فکر هم نکنید که رسانه ها و خوراکهای از سر بیکاری و بی فکری به سر مردم ریختهاشان، مقصر نیست...

هر قسمت یک جنایت جدید و هر قسمت یک خیانت و سوژه جدید همین است که در واقعیت جامعه می بینید...


دیگر حتی مثل سابق سریال هم نگاه نمی کنم چون از فحش و فقد تحلیل و کش دادن و خطا رفتن های دیگران را دیدن زجر می کشم...



بدا به حال کسی که چیزی یا کسی را که لایقش نیست را به جای خراب کردن و بیرون کردن، بخواهد درستی بکند که هرگز نشود. بدترین وقت تلف کردن زندگی همین است و لاغیر...


برای من مورد عملی فضایی که وقتم را در آن تلف کردم، اسباب این تجربه است، بهتر است خراب شود که درست کردنش چه فایده ای دارد... و مگر می شود درست شود که پایه و اساس درستی ندارد...


اما هنوز به درست کردن خیلی چیزها و خیلی افراد اعتقاد دارم، راهش را در بستن این تلویزیون ها و ندیدن تصاویر و تحلیل های بی پایه و آسیب زننده و پاره کردن کتابهای بیهوده و فراخ کردن زمین ها و خانه های آدمها ومی دانم...


راهش راه دادن به فکرها و انسانهای خوب است و کسانی که عاشقند و خدارا یافته و نه مستان قدرت هواپرستی که باد کرده اند که واللله لایحب کل مختال فخور


و لعنت همیشگی به اصحاب الشمال و اصحاب المشئمه و سایر صاحب شده های جهنم مکان دیگر...

لعنتم به تمام رقبای حق مردم





/ 0 نظر / 98 بازدید