برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

داستان ناتمام یک مبارزه...

مدتهاست که برای شکستن قانونی نانوشته یک تنه و بسیار غیرمنصفانه با کسانی می جنگم، که درکی از معنای واقعی تعهد و خدمت ندارند...

قانون تحمیق و  تحقیر حکم نانوشته و رای باطل و مغرضانه اشان است و من تا حال بسیار محکم در برابرشان ایستاده ام...

دوستان زیادی داشته ام که در این مبارزه به یاری ام آمده اند و هر کس به قدر قدرت خود سهمی در ابطال این قانون دور از خرد جامعه قبیله ای حرفه ای ما داشته اند.

صدای ما در حال درنوردیدن این دیوارهای تنگ است و تا شکستنش چندان زمانی نمانده است...

دست در دست همراهان و سروران دلسوز پشتیبانم، تا روزهایی دیگر اقتدار پوشالی این قوم پرهجمه دور از اخلاق را خواهیم شکست...

تا اتمام این فصل از مبارزه راه زیادی نمانده است...

اما در این روزها از صدای بالهای شکسته شاگردان بی پناهم بسیار رنجیدم...

 

دور نیست روز بازگشت دوباره امید در کویی که بومان در آن فریاد می زدند ...

 

    پيام هاي ديگران ()