برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

پیام شجاعانه حضرت امام خمینی(ره) در 15 خرداد 1342

امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل
منبر را برده اند در سازمان امنیت و گفته اند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه می
خواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید، یکی هم اسرائیل را کار
نداشته باشید، یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید،
هر چه می خواهید بگویید.

خوب اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر
چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم ازاین سه تاست تمام گرفتاری ما.


بسم الله الرحمن الرحیم

مخالفت رژیم با اساس اسلام

الان عصرعاشورا ست... گاهی که وقایع روزعاشورا را از نظر می گذرانم، اینسؤال برایم پیش می آید که اگر بنی امیه و دستگاه یزید بن معاویه ، تنها باحسین سرجنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه وخلاف انسانی چه بود که در روزعاشورا با زنهای بی پناه و اطفال بیگناه مرتکب شدند؟ بچه خردسال چه تقصیرداشت؟ زنها چه تقصیر داشتند؟ نظرم این است آنها با اساس سر و کار داشتند،بنی هاشم را نمی خواستند ، بنی امیه با بنی هاشم مخالفت داشتند، نمیخواستند شجره طیبه باشد. همین فکر در ایران[ وجود] داشت. اینها با بچه هایشانزده- هفده ساله ما چه کار داشتند؟ سید شانزده- هفده ساله به شاه چه کردهبود؟ به دولت چه کرده بود؟ به دستگاه های سفاک چه کرده بود؟ لکن این فکرپیش می آید که اینها با اساس مخالفند، با بچه مخالف نیستند. اینها نمیخواهند که اساس موجود باشد؛ اینها نمی خواهند صغیر و کبیر ما موجود باشد.

 


اسرائیل، دشمن اسلام وایران

اسرائیل نمی خواهد دراین مملکت دانشمند باشد، اسرائیل نمی خواهد در اینمملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی خواهد دراین مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیلنمی خواهد در این مملکت احکام اسلام باشد . اسرائیل به دعوت عمال سیاه خود،مدرسه (فیضیه قم و طالبیه تبریز) را کوبید. ما را می کوبند، شما ملت را میکوبند. می خواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ می خواهد زراعت و تجارت شما رااز بین ببرد؛ می خواهد در این مملکت ، دارای ثروتی نباشد، ثروتها را تصاحبکند به دست عمال خود. این چیزهایی که مانع هستند، چیزهایی که سد راه هستند،این سدها را می شکند؛ قرآن سد راه است، باید شکسته شود ؛ روحانیت سد راهاست ، باید شکسته شود ؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب شود ؛ طلاب علومدینیه ممکن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر ودست آنها شکسته شود برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد ؛ دولت ما بهتبعیت اسرائیل به ما اهانت می کند.

مفتخوار کیست؟

شما آقایان قم، ملاحظه فرمودید آن روزی که آن رفراندم غلط انجام گرفت،آنرفراندوم مفتضح انجام گرفت، آن رفراندومی که چند هزار نفر بیشتر همراهنداشت، آن رفراندومی که بر خلاف ملت ایران انجام گرفت، در کوچه های این قم،در مرکز روحانیت، در جوار فاطمه معصومه راه انداختند اشخاص را؛ چند نفر ازبچه ها و اراذل را راه انداختند؛ در اتومبیلها نشاندند و در کوچه هاگرداندند ؛ گفتند: مفتخوری تمام شد، پلو خوری تمام شد. آقایان! ملاحظهبفرمایید، این وضع مدرسه فیضیه را ملاحظه کنید، این حُجَرات را ملاحظهکنید، این اشخاصی که لُباب عمرشان را در این حُجَرات می گذرانند، آن اشخاصیکه مواقع نشاطشان را دراین حجرات می گذرانند، آن اشخاصی که بیش از سی- چهلالی صد تومان در ماه ندارند، اینها مفتخورند؟ آن اشخاصی که هزارمیلیونشان، هزار میلیونشان یک قلم است، هزاران میلیونشان درجاهای دیگر است،اینها مفتخور، زیادنیستند؟ ما مفتخوریم؟ مایی که مرحوم آقای حاج شیخعبدالکریم مان وقتی که فوت می شود، آقازاده های آن[ مرحوم] همان شب چیزنداشتند، همان شب شام نداشتند[ گریه شدید حضار] ؛ ما مفتخوریم؟ مایی کهمرحوم آقای بروجردی مان، وقتی که از دنیا می رود ششصد هزار تومان قرض میگذارد، ایشان مفتخورند؟ اما آنها که بانک های دنیا را پر کرده اند، کاخ هایعظیم را روی هم ساخته اند، و باز رها نمی کنند این ملت را، و باز دنبالاین هستند که سایرمنافع این ملت را به جیب خودشان یا اسرائیل برسانند،اینها مفتخور نیستند؟ باید دنیا قضاوت کند، باید ملت قضاوت کند که مفتخورکیست.

 


نصیحت و اخطار به شاه

آقا! من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحتمی کنم ؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می کنند تو را. من میلندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند. من یک قصه ای را برایشما نقل می کنم که یپرمردهایتان، چهل ساله هایتان یادشان است، سی ساله هاهم یادشان است. سه دسته، سه مملکت اجنبی- به ما حمله کرد: شوروی، انگلستان،آمریکا به مملکت ایران حمله کردند؛ مملکت ایران را قبضه کردند؛ اموال مردمدر معرض تلف بود، نوامیس مردم در معرض هتک بود، لکن خدا می داند که مردمشاد بودند برای اینکه پهلوی رفت. من نمی خواهم تو اینطور باشی؛ نکن. من میلندارم تواینطور بشوی، نکن! اینقدربا ملت بازی نکن! اینقدر با روحانیتمخالفت نکن. اگر راست می گویند که شما مخالفید، بد فکرمی کنید. اگر دیکتهمی دهند دستت و می گویند بخوان، در اطرافش فکر کن؛ چرا بیخود ، بدون فکر،این حرفها را می زنی؟ آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینهاحیوانات نجس هستند؟ در نظر ملت، اینها حیوان نجس هستند که تو می گویی؟ اگراینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را می بوسد؟ دست حیوان نجسرا می بوسد؟

چرا تبرک به آبی که او می خورد، می کنند؟ حیوان نجس را این کار میکنند؟! آقا ما حیوان نجس هستیم؟ [ گریه شدید حضار] خدا کند که مرادت ایننباشد؛ خدا کند که مرادت از اینکه " مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند وملت باید از آنها احتراز کند"، مرادت علما نباشند و الاّ تکلیف ما مشکل میشود و تکلیف تو مشکل می شود . نمی توانی زندگی کنی ؛ ملت نمی گذارد زندگیکنی . نکن این کار را؛ نصحیت مرا بشنو. آقا! 45 سالت است شما؛ 43 سال داری،بس کن، نشنو حرف این و آن را؛ یک قدری تفکر کن، یک قدری تامل کن! یک قدریعواقب امور را ملاحظه بکن! یک قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر. آقا! نکناینطور! بشنو ازمن؛ بشنو از روحانیین؛ بشنو از علمای مذهب ؛ اینها صلاح ملترا می خواهند؛ اینها صلاح مملکت را می خواهند.مامرتجع هستیم؟ احکاماسلام،ارتجاع است؟ آن هم" ارتجاع سیاه" است؟ توانقلاب سیاه، انقلاب سفیددرست کردی؟! شما انقلاب سفید به پا کردید؟ کدام انقلاب سفید را کردی آقا؟چرا اینقدر مردم را اغفال می کنید؟ چرا نشر اکاذیب می کنید؟ چرا اغفال میکنی ملت را؟ والله، اسرائیل به درد تو نمی خورد، قرآن به درد تو می خورد.

امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را برده اند در سازمانامنیت و گفته اند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه می خواهیدبگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید، یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید،یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید، هر چهمی خواهید بگویید. خوب اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چهبگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم ازاین سه تاست تمام گرفتاری ما.

آقا ، اینها خودشان می گویند، من که نمی گویم، به هر که مراجعه می کنی،می گوید: شاه گفته؛ شاه گفته مدرسه فیضیه را خراب کنید ؛ شاه گفته اینها رابکشید... آن مرد که آمد در مدرسه فیضیه - حالا اسمش را نمی برم، آن وقت کهدستور دادم گوشهایش را ببرند، آن وقت اسمش را می برم[ ابراز احساساتحضار]- آمد در مدرسه فیضیه فرمان داد، سوت کشید ؛ تمام مستقر شدند در یکگوشه ای . گفت: منتظر چه هستید، بریزید تمام حجره ها را غارت کنید، تمام رااز بین ببرید . گفت: حمله کن، حمله کردند. ازایشان بپرسی آقا چرا این کاررا کردید؟ میگوید: اعلیحضرت فرموده. اینها دشمن اعلیحضرتند. اسرائیل دوستاعلیحضرت است؟ اینها دشمن اعلیحضرت هستند؟ اسرائیل مملکت را به باد می برد،اسرائیل سلطنت را می برد، [ با کمک] عمال اسرائیل.

شاه تحت تأثیر بهایی ها

آقا، یک حقایقی در کار است، من باز سرم دارد درد می گیرد؛ یک حقایقی درکار است . شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از اینبهایی ها مراجعه کنید؛ در آنجا می نویسد: تساوی حقوق زن و مرد، رایعبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت می کنند. آقای شاه هم نفهمیده می رودبالای آنجا، می گوید: تساوی حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق کردندکه بگویند بهایی هستی، که من بگویم کافر است؛ بیرونت کنند. نکن اینطور،بدبخت! نکن اینطور. تعلیم اجباری عمومی نظامی کردن زن، رأی عبدالبهاء است. آقا تقویمش موجود است، ببینید! شاه ندیده این را ؟ اگر ندیده مؤاخذه کند ازآنهایی که دیده اند و به این بیچاره تزریق کرده اند اینها را بگو. والله،من شنیده ام که سازمان امنیت در نظر دارد شاه را از نظر مردم بیندازد تابیرونش کنند و لهذا مطالب را معلوم نیست به او برسانند. مطالب خیلی زیاداست، بیشتر ازاین معانی است که شما تصور می کنید. مملکت ما، دین ما، درمعرض خطر است؛ شما هی بگویید که " آقایان! نگویید: دین در معرض خطر است " . ما که نگفتیم دین در معرض خطر است، در معرض خطر نیست؟! ما اگر نگوییم شاهچطور است، چطور نیست؟ آقا یک کاری بکنید اینطور نباشد. همه چیز را گردن تودارند می گذارند. بیچاره!نمی دانی آن روزی که یک صدایی در آمد، یک نفر ازاینهایی که با تو رفیق هستند، رفاقت ندارند. اینها همه رفیق دلارند، اینهادین ندارند؛ اینها وفا ندارند.

ربط بین شاه و اسرائیل

تأثرات ما زیاد است؛ نه اینکه امروز عاشورا ست و زیاد است، آن هم بایدباشد، لکن این چیزی که برای این ملت دارد پیش می آید، این چیزی که در شرفتکوین است، از آن تأثرمان زیاد است؛ می ترسیم. ربط ما بین شاه واسرائیلچیست که سازمان امنیت می گوید: از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید ؛این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاهیهودی است؟ اینطور که نیست، ایشان می گوید: مسلمانم؛ ایشان که ادعای اسلاممی کند، محکوم به اسلام است، به حَسَب ظواهر شرع. ربط ما بین اسرائیل... این ممکن است سری در کار باشد ؛ ممکن است آن معنایی که می گویند کهسازمانها می خواهند آن را از بین ببرند، شاید راست باشد ؛ احتمالش را نمیدهی تو؟ یک علاجی بکن، اگراحتمال می دهی. یک جوری این مطالب را برسانید بهاین آقا ؛ شاید بیداربشود، شاید روشن بشود یک قدری . اطرافش را گرفته اند،شاید نگذارند این حرفها به او برسد. ما متأسفیم، خیلی متأسفیم از وضعایران، از وضع این مملکت خراب، از وضع این هیأت دولت، از وضع این وضعیتها،از همه اینها متأسفیم . آقای شیرازی بیاید دعا کند، من خسته شدم.

منبع: http://www.khabaronline.ir

    پيام هاي ديگران ()