برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

دوره دکتری معماری، آموزش فسلفه یا تکنولوژی یا ... بیگانگی از دانش اصیل معماری

تحصیل در مقطع دکتری آرزوی بسیاری از فارغ التحصیلان رشته معماری است که هم به جهت تصور افزایش معلومات و هم به سبب تقویت پایه های حرفه ای، از طرف آنان پیگیری می شود.

۴ دانشگاه در ایران سالهاست که به جذب دانشجویان دکتری معماری اقدام می کنند و اخیرا هم ٢ دانشگاه در رشته های مرتبط با تخصص های جانبی معماری و یک واحد دیگر دانشگاه آزاد در مقطع دکتری معماری، فعال شده اند.

علاقمندان پس از طی چندین ساعت آزمون و رقابتی فشرده که صد البته نوع درست این نوع آزمون(١)،برای ارزیابی کیفیت علمی این علاقمندان ضرورت دارد، گزینش شده و برای مصاحبه دعوت می شوند، که در اینجا تحقیقات، مقالات و علاقمندی دعوت شدگان ارزیابی شده و نهایتا تعدادی محدود اجازه تحصیل در مقطع دکتری را می یابند.

پر واضح است که چنین دانشجویانی نیاز به استاد و دانشگاهی مسئول و متعهد دارند که امکانات لازم پژوهشی و تحقیقاتی را در اختیار آنها بگذارند، و به تربیت و تقویت نیروی علمی و پژوهشی آنان بپردازند؛ اما آیا امروز در دانشگاههای ما به این شکل عمل می شود؟ آیا فارغ التحصیل چنین سیستمی واجد کیفیات مناسب یک فارغ التحصیل مقطع دکتری خواهد بود و به انتظارات جامعه از او به عنوان یک"دکتر معمار"پاسخ خواهد داد؟

 آنچه که تا حال بر ابنجانب تا حدود زیادی اثبات گشته نیاز به مدیریتی مسئولانه از بالا بر دوره های تحصیلات تکمیلی است،چرا که آنچه تا حال مشاهده شده مدیریتهایی درونی و فرد محور در داخل سیستم دانشکده ها است که به تعیین اساتید و دانشجویان این رشته می پردازد، که به جهت فردی بودن، پیامدهایش به لیاقت های فردی آن مسئول یا گروه محدود باز می گردد؛ که آیا مسئولانه با گزینش استاد و دانشجوی مقطع دکتری برخورد کرده اند یا خیر؟! 

به طور مثال تا زمانی که فردی متعهد رئیس دانشکده است، همه چیز به خوبی اداره می شود و دانشجویان راضی اند اما وقتی تغییر مدیریتی پیش میاید و مثلا رئیس جدید  دانشکده شهرساز از آب در می آید، چرخ روزگار برگشته و تمام دروس توسط شهرسازان و بدون رعایت هیچ شرطی از تخصص!!! به دانشجویان دکتری معماری عرضه می گردد!!!، و حتی ظرفیت استاد راهنمایی شهرسازان عزیز به ٢ برابر افزایش می یابد، تا جوابگوی مداخله پژوهشی این عزیزان در تزهای دکتری معماری نیز باشد!!!

حال در اینجاست که ضرورت وجود مدیریت و نظارتی متعهد از بالا به شدت مشاهده می شود تا جلوی این رفتارهای سلیقه ای و باندبازانه گرفته شود، مگر نه اینکه دورهای دکتری دوره هایی تخصصی و بنیادی هستند و مشخصا به دارندگان مدرک دکتری مرتبط، با رشته و به طور محدودتری به متخصصان سایر رشته های تأثیر گذار بر این حرفه مانند فلسفه هنر و سازه نیاز دارند؟!! در حالی که در برخی از این دانشگاهها نسبت به این قضیه بی توجهی شده و مثلا برای استادی که توانایی های لازم برای تدریس در دوره لیسانس را هم ندارد، سرفصل درسی مطابق با سوادشان طراحی گشته و تحت عنوان درس ویژه ارائه می گردد!!!  

صد البته این آزادی ها در سرفصل از محاسن دوره دکتراست تا این مقطع روزآمدتر و متنوعتر شود، نه اینکه عده ای این اختیارات را به نفع خود استفاده کرده و دروسی در سطح لیسانس را به خورد دانشجویان دکتری بدهند!

نکته جالبتر اینکه در اختصاص نمره به تزها، زحمت و نوآوری محققان دوره دکترا، و نیز ارائه نظریه از طرف آنان که از مبادی قبول یک تز دکتراست، به کناری گذاشته شده و نمرات عالی به دوستان و نزدیکان اساتیدی می رسد که از دادن این نمره هدف مالی و یا غیرعلمی را مد نظر داشته اند؛ و از طرف دیگر عملا داوران انتخاب شده برای ژوژمانها، که می باید آگاهانه داوری کنند و حق پژوهشگر دکترا را رعایت کنند، بر اساس روابط و بدون مطالعه تزها در جلسه حضور می یابند؛ و وای به حال پژوهشگری که با آنان آشنا نباشد و منافع مشترکی میان آنان وجود نداشته باشد!!! (2)

 

 آنطور که از وضعیت امروز دوره های دکترا، حداقل در تجاربی که ما داشته ایم، به نظر می رسد، شرایط در تدریس دکتری معماری، رو به بهبود به نظر نمی رسد و نوعی روند ساده انگاری در حوزه تخصصی این رشته مشاهده می شود، به طوری که افرادی غیرمتخصص، به جهت عدم وجود نظارت عالیه، از طرف وزارت علوم یا هر ارگان اندیشمند دیگری بر دوره های دکترا، و بدون داشتن قدرت علمی لازم، و با مداخله در عدم جذب هیئت علمی مناسب برای این دوره ها، جسارت تدریس در دوره دکترای معماری را به خود می دهند، که عواقب ناخوشایند این اتفاق در آینده ای نه چندان دور با تأثیر مخرب بر آموزش نسل معماران جوان، خود را نشان خواهد داد و نهایتا منتج به ضعف این رشته و بیگانگی فارغ التحصیلان آن با دانش اصلی معماری خواهد شد.

در آینده تلاش خواهم کرد با همکاری دوستان صاحب اندیشه، این جریان را در مجله های معماری به بحث گذارم و با کمک هم نظر وزارت علوم را به تقویت بنیه های تحصیلات تکمیلی معماری جلب نماییم، تا بتوانیم نسلی قدرتمند از معماران را با تدبیر و دوراندیشی امروزمان ، تقدیم جامعه فردای ایران نماییم.

 

پانوشت:

(١) بحث برای چگونگی برگزاری این آزمون، خود جای تحقیق و تدقیق بسیار دارد. 

(2) کافیست تجسم نمایید که داوری در جلسه دفاع دکتری برخلاف تمام انتظارات، مدام از جهل خود راجع به یک تز سخن بگوید!!! و به پژوهشگر خسته بگوید: من جواب سؤالم را نگرفتم!!! 

+ نگار (رزالیا) نصیری****** Negar(Rosalia) Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()