برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

روان شناسی بین فرهنگی

منبع: روزنامه - همشهری - به نقل از کتاب psychology by:Hockenbury and Hockenbury 2003

 

 

 
 
 

همه فرهنگها به طور همزمان خیلی مشابه و خیلی متفاوت با هم هستند.

هاری تراندیس (۱۱۹۴)

 

فرهنگ واژه گسترده ای است که به نگرشها، عقاید و رفتارهای گروهی از مردم که با هم در ارتباط هستند و از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود اشاره می کند (ماتسوموتو۲۰۰۰). هویت فرهنگی یک فرد متأثر از عواملی چون تاریخچه نژادی، ملیت، قومیت، مذهب و زبان اوست. وقتی این تعریف وسیع در مورد مردم سراسر دنیا بکار برده می شود می توان گفت حدود ۴۰۰۰ فرهنگ مختلف در دنیا وجود دارد. مطالعه درباره تفاوتهای بین فرهنگها و تأثیرات فرهنگی بر روی رفتار اهداف اصلی روانشناسی بین فرهنگی است (باتان کورت و لوپز، ۱۹۹۳: سگال و دیگران، ۱۹۹۸).

ما مردم اطراف کره خاکی ویژگیهای مشترک زیادی با هم داریم ما همه می خوریم، می خوابیم، تشکیل خانواده می دهیم، در جستجوی شادی هستیم، برای افراد از دست داده خود سوگواری می کنیم. با این حال شیوه ای که حالات انسانی را از خود بروز می دهیم می تواند به طور قابل توجهی در بین فرهنگ های مختلف، متفاوت باشد. چه چیزی می خوریم، کجا می خوابیم، چگونه تشکیل خانواده می دهیم، تعریفمان از شادی و شیوه بیان غمگینی هایمان می تواند در فرهنگ های مختلف به اشکال متفاوتی باشد.

به همین دلیل است که متوجه می شویم که چرا هاری تراندیس، روان شناس (۱۹۹۴) بیان داشت «همه فرهنگ ها به طور همزمان خیلی مشابه و خیلی متفاوت باهمند.»

همان طور که ما درون یک فرهنگ رشد می کنیم هنجارهای فرهنگی یا قواعد رفتاری فرهنگمان را یاد می گیریم. هنجارهای فرهنگی را می فهمیم و درونسازی می کنیم و ما بدون تفکر گرایش به انجام آن هنجارها پیدا می کنیم. به عنوان مثال، براساس هنجار غالب فرهنگی در ایالات متحده، نوزادان؛ کودکان نوپا و کودکان کوچک، به طور عادی نمی توان پنداشت که آنها در همان تختخوابی بخوابند که والدینشان می خوابند. در بسیاری از فرهنگ های دور دنیا خوابیدن کودکان در تختخواب و کنار والدین و بزرگسالان فامیل مورد تأیید و تصدیق است (مورلی و دیگران، ۱۹۹۲). اعضای این فرهنگ ها اغلب تعجب می کنند و حتی شوکه می شوند از این که در ایالات متحده نوزادان و کودکان کوچک در شب جدا از والدین خود می خوابند.

با در نظر گرفتن عادات و سبک های خوابیدن، بسیاری از مردم به طور طبیعی گرایش به پذیرش قواعد فرهنگی خود به صورت آنچه که رفتار بهنجار تلقی می شود، دارند. این تمایل که ما فرهنگ خودمان را به عنوان فرهنگ بهنجار بدانیم و به واسطه آن فرهنگ های دیگر را مورد قضاوت قرار دهیم نژادپرستی نامیده می شود (تراندیس ۱۹۹۴). گرچه آن ممکن است گرایش طبیعی باشد. نژادپرستی می تواند ما را سوق دهد که ما نتوانیم از تاریخچه فرهنگی مان جدا شویم و باعث سوگیری رفتارمان جهت درک سایر فرهنگها گردد. (ماتسوموتو ۲۰۰۰). نژادپرستی همچنین می تواند مانع آگاهی ما از این شود که چگونه رفتارهای ما به وسیله فرهنگمان شکل می گیرد.

احتمالاً میزانی از نژادپرستی غیر قابل اجتناب است ولی نژادپرستی بیش از اندازه می تواند منجر به این شود که ما نتوانیم فرهنگ های دیگر را تحمل کنیم. اگر اعتقاد ما بر این باشد که شیوه نگریستن ما به چیزها یا نوع رفتار کردن ما فقط شایسته و درست است، شیوه های دیگر تفکر و رفتار کردن نه تنها بیگانه به نظر می رسد بلکه مسخره، پست، غلط یا غیر اخلاقی نیز به نظر می رسد.

علاوه بر تأثیرگذاری فرهنگ بر رفتار ما، فرهنگ بر چگونگی اظهار نظر به خودمان را نیز مشخص می کند (کیتایاما و دیگران، ،۱۹۹۷ مارکوس و کیتایاما، ۱۹۹۱ و ۱۹۹۸). در بسیاری از نقاط ایالات متحده، کانادا، استرالیا، نیوزیلند و اروپا فرهنگ غالب فرهنگ فردگرایی است که در آن تأکید بر نیازها و اهداف فردی بیشتر از تأکید بر نیازها و اهداف گروهی است (تراندیس۱۹۹۶،). در جوامع فردگرا، رفتارهای اجتماعی بسیار بیشتر تحت تأثیر ترجیحات و نگرشهای فردی است تا هنجارها و ارزش های اجتماعی. در چنین فرهنگ هایی، شخص، مستقل، خود مختار و متمایز از دیگران است. هویت فردی به وسیله پیشرفت های شخصی، توانایی ها و برجستگی های شخصی مشخص می شود.در عوض در فرهنگ جمع گرا تأکید بر نیازها و اهداف گروهی بیشتر از اهداف و نیازهای فردی است. رفتار اجتماعی به حد بسیار زیادی متأثر از هنجارهای فرهنگی است تا نگرش ها و ترجیحات فردی.

در یک فرهنگ جمع گرا، شخص بسیار وابسته به دیگران است، (سیمون و دیگران، ۱۹۹۵). روابط با دیگران و انطباق با گروه بزرگتر مانند خانواده یا قبیله عناصر کلیدی و اصلی هویت فردی اند.فرهنگهای آسیا، آفریقا، آمریکا ی جنوبی و مرکزی جمع گرا هستند. براساس نظر تراندیس (۱۹۹۵)، دو سوم جوامع بشری در فرهنگ های جمع گرا زندگی می کنند.

تفاوت بین جوامع فردگرا و جمع گرا در روان شناسی بین فردی مفید است. با این حال روان شناسان مراقبند این موضوع را به هر عضو و یا هر جنبه ای از یک فرهنگ تعمیم ندهند. برخی از فرهنگ ها نه کاملاً فردگرایند و نه کاملاً جمع گرا، بلکه در مکانی بین این دو قرار دارند (کاجی شباسی ۱۹۹۷). برای روان شناسان این موضوع دارای اهمیت است که بدانند بین اعضای هر فرهنگ تفاوت های شخصی زیادی وجود دارد (گادی کونست و بوند، ۱۹۹۷). در نظر گرفتن این شرایط و ویژگی ها در تحقیقات بین فرهنگی از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

http://www.bashgah.net/pages-13424.html

+ نگار (رزالیا) نصیری****** Negar(Rosalia) Nassiri PH.D, M Arch ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()