برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

به خودت بپرداز نه اینکه در پوستین خلق بیفت

امروز از سر تصادف چیزی رو در فضای بی صاحب وب دیدم، که یاد رفتارهای نامتعادلی افتادم  که بیشتر در دوران دبیرستان یا راهنمایی از همکلاسی ها و هم مدرسه ای هام دیده بودم.

از بخل ها، کوته فکریها و حرف بردنها و حرف آوردنهاشون، از شاید لحظه لحظه رنجی که به خاطر برتر بودنم نسبت به خیلی هاشون می کشیدم، از حرفهای نپخته و از رفتارهای نسنجیده اشون...

گذشت اون دوران با همه خوبی و بدی هاش؛ اما دانشگاه هم که رفتم، باز هم چنین جریانهایی رو با شدت و ضعف متفاوت در اطرافم حس می کردم، افرادی که قاضیان بالحظه بودند و برچسب زنندگان بالفطره! 

بالاخره دانشگاه هم تموم شد؛ باز هم با همه خوبی ها و بدیهاش اما...

اما هنوز هم چنین رفتارهایی رو می تونم و می تونید در کنه اعمال و رفتار مهندسان یا مثلا تحصیل کرده های امروزی به راحتی ببینید.

 

چرا اینقدر این رفتارها پردوامه و از زندگی های اطراف ما حذف نمیشه؟

چرا عده ای نمی تونند فراتر از این مقایسه ها و قضاوتها زندگی کنند؟

 

 

حالا به این نتیجه رسیدم که ما آدمها با ذاتی متولد می شیم که تقریبا در تمام عمرمون ثابته و اونو همراه خودمون داریم! و نکته قابل تأسف اینکه خصائصی چون حسادت و بخل در وجود انسان پایداره؛ یعنی که اگر در ذات کسی باشه، هرگز شاید تغییر نکنه و همیشه خودش رو به شکلی بروز میده. (برای اثباتش می تونید ادله های زیادی رو در کلام روانشناسان و علمای مطرح دنیا پیدا کنید )

 

مثلا اگه ذات پرمهری داشته باشیم، در نهایت نمی تونیم نادیده اش بگیریم و آدم با محبتی میشیم.

اما اگه همیشه در درون احساس خرد شدن یا شکسته شدن داشته باشیم، در نهایت فردی ضعیف و به تبع اون حسود و شاید مجرم میشیم که البته شدت و ضعفش به خانواده و اجتماعی که درش رشد کردیم بر می گرده.

 

مثالهای زیادی میشه از این دست زد که کار متخصصان روانشناسی و جامعه شناسیه؛ اما اگر کمی بلند نظر و دقیق باشیم، می تونیم افراد زیادی رو در اطراف خودمون ببینیم که اسم مهندس و دکتر رو هم با خودشون یدک می کشنداما درست مثل یک بی سواد اخلاقی رفتار می کنند! یعنی عملا قابل معاشرت نیستند...

 

 

بر اساس متون دینی، ساده ترین اصل یک زندگی موفق و پیدا کردن محبوبیت رو میشه اینجوری بیان کرد که:

"به عیوب خود بپرداز؛ چرا که پرداختن به آنها تو را از پرداختن به عیوب دیگران برحذر می دارد."

 

یا اینی که من همیشه به خودم و دوستام می گم:

صداقت بهترین راه رسیدن به موفقیته، حسرت موقعیت و مقام کس دیگر رو نخور، به داشته هات راضی باش، خداوند برای تو بهتر از اون رو تدارک خواهد دید...

 

 

حالا فکر نمی کنید کسانی که در کار دیگران تجسس می کنند یا مداخله، و یا مدام در حال قیاس خودشون با دیگرون و تقلید اعمال اونها هستند و به زعم خودشون می خواهند که پیش کسی کم نیارند و همیشه یه آس واسه رو کردن داشته باشند، شکست خورده های واقعی هستند؟  

 

می دونید چرا؟

چون از مسیری که خداوند اختصاصی اختصاصی برای خود خود خودشون تدارک دیده،  دور می افتند، وارد وادی میشند که دراونجا حسادت و مقایسه حرف اول رو میزنه! و بالطبع خدا نه! ...این دیگه راه خوشبختی نیست، راه منفور شدن و دشمن تراشیه!

هر چند اصل زندگی من بر دشمنی نیست و اغلب فراموش می کنم، اما اگر از کسی برنجم،مدتها رابطه ام رو باهاش محدود می کنم، و سعی می کنم دیگه نبینمش!

 

در اینجا هم به همه افرادی که سعی داشتن به دیگران بقبولانند که ما ساده ایم و زود باور، می گویم همونی رو که روزولت گفت:

 

صداقت بهترین سیاسته!

 

این خصوصیت منه که حقیقتی که حتی به نفعم نبوده رو گفتم و بسیارهم عذاب کشیدم؛ اما لحظه ای از خودم ناراضی نبودم، و این عین خوشبختیه! چون می تونم هر روز برای خودم دوست پیدا کنم و از بین اونها بهترین هاشون رو برای همیشه ام نگه دارم! آیا خوشبختی هم بالاتر از این هست؟؟؟

 

+ نگار (رزالیا) نصیری****** Negar(Rosalia) Nassiri PH.D, M Arch ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()