برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

31خرداد...هنوز خیلی راه داریم

٣١خرداد ۶٩، روز پنجشنبه ساعت 30 دقیقه و 13 ثانیه

زمین در بسیاری از مناطق حاشیه شمال و شمال غرب ایران لرزید...رودبار و منجیل ویران شد...

روزی که تا حال فراموش نکرده ام، اولین تجربه زلزله من!

تجربه ترس و دلهره ای که هر لحظه فکر می کردیم که سقفی که زیر آن با خوشی زندگی می کردیم، روی سرمان آوار شود...و دیگر بابا و مامان و خواهر و برادر و اسباب بازی و دوست و...خیلی چیزهای دیگر نداشته باشیم!

امروز سالگرد نقطه ای تلخ اما مهم در تاریخ مهندسی ساختمان ایران است، دوره  ای که بالاخره تصمیم گرفتیم که در ساخت و ساز خانه های معمولی، از سیستم دیوار باربر و طاق ضربی بگذریم و سراغ بتن و اسکلت فلزی، متال استات و ... برویم...

سازمان نظام مهندسی و مقررات ملی و سهمیه و درجه برای مهندسان داشته باشیم...


امروز 20 سال از آن نقطه لرزش جامعه مهندسی ایران گذشته است...

امروز بهتر شدیم، محکمتر ساختمان ساختیم، اما هنوز و هنوز و هنوز خیلی راه داریم تا دیگر از زلزله خاطره نداشته باشیم!


+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

دو برنامه در خانه هنرمندان

20-17

نمایش فیلم تخصصی معماری/خانه فیلم معمار/ تالار بتهون و ناصری



پنجشنبه بیست و هفتم

...

...

...

16-19

معماری شهر و منظر روانشناسانه/ انجمن مفاخر معماری ایران/تالار امیرخانی

شنبه بیست و نهم

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

دکتر حسن بلخاری قهی: چیزی به نام فلسفه هنر اسلامی وجود ندارد.

خبر آنلاین 


دکتر حسن بخاری قهی: در رابطه با فلسفه هنر اسلامی باید به چند پرسش پاسخ دهیم و سپس به مباحث دیگر بپردازیم.

 ابتدا باید بررسی کینم که آیا اساسا چیزی به نام فلسفه هنر اسلامی داشته‌ایم یا نه و آیا هنر اسلامی ما دارای ساحت نظریه پردازی بوده است یا خیر؟
هنر اسلامی در ساحت نظر با ابهاماتی مواجه است که به همین دلیل استادانی در آکسفورد و هاروارد نسبت به وجود هنر اسلامی ابراز تردید کرده‌اند و باید اعتراف کرد امروز هنر اسلامی چه از جنبه موجودیت و چه از نظر ماهیت زیر سئوال است.

بعضی افراد معتقدند به دلیل غلبه نگاه فقهی در طول تاریخ اسلام عرصه بر هنر اسلامی به معنای واقعی بسته شده است و به عبارت دیگر می‌گویند دین در اسلام مانع از هنر بوده است.

افرادی مانند هاوزن و گروبال بین رسول الله‌(ص)، ‏‌حضرت عیسی(ع) و بودا بررسی تطبیقی انجام دادند و معتقدند دلیل این که در اسلام چهره نگاری رشد نکرده این است که زندگی بودا و عیسی در پرده‌ای از راز و ابهام قرار دارد و هر جا ابهام و راز وجود دارد هنر رشد می‌‌کند اما چون زندگی پیامبر اسلام کاملا واضح است امکان رشد هنر وجود نداشته است.

چنین نظراتی موجودیت را به چالش می‌کشد ولی آنهایی که می‌گویند اگر بیزانس و ایران را از هنر اسلامی برداریم دیگر چیز مستقلی به نام هنر اسلامی باقی نمی‌ماند هویت آن را زیر سوال می‌برند. باید در طول30 یا 40 سال آیند در این زمینه‌ها کار کنیم تا از موجودیت و ماهیت هنر اسلامی دفاع کنیم.
از سوی دیگر در طول تاریخ هنر همیشه این سئوال وجود داشته است که آیا آثار هنری از دل نظریه‌ها بیرون می‌آیند یا این دو ساحت‌هایی کاملا متمایز هستند؟ کسانی همچون آرتور دانتو که معتقدند هنر از نظریه‌ها خارج می‌شود برای تأیید نظرات خود به سبک‌های قرون معاصر اشاره می‌کنند که سورئالیست‌ها ابتدا بیانیه دادند و سپس آثار سورئالیستی از دل آن نظرات خارج شدند.

در مقابل این باور هایدگر می‌گوید 400 سال هنر یونان در غیاب هر گونه نظریه ظهور کرد و اتفاقا زمانی که افلاطون شروع به نظریه پردازی کرد، هنر یونان در حال افول بود.
هر دو این نظارت صحیح است و تاریخ هنر به ما می‌گوید یک دسته از نظریه مقدم بر خلق آثار هستند و دسته‌ای دیگر متأخر بر آثار. در واقع آثار چنان در ذهن انسان اندیشمند موجب حیرت می‌شوند که او را به نظریه پردازی بر می‌انگیزند.

ما در هنر اسلامی با کمی اغماض، هر دو این‌ها را داریم . همین که اسلام با آموزه‌های خود باعث فرار صورت‌نگاری می‌شود و انسان را در هنر محور قرار نمی‌دهد، تأثیر اندیشه مقدم بر اثر در هنر است.
به عنوان مورد دیگر باید به مفهوم رنگ در هنر اسلامی نیز اشاره کرد. در سبک هرات، رنگ از عالم واقع طبعیت نمی‌کند وگاه می‌بینیم کوه لاجوردی است و وقتی بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم ریشه این مسئله را باید در نظرات عرفانی جستجو کرد که در آنها بر‌ای هر مرحله از سلوک آدمی رنگی را مشخص کرده‌اند.

هرچند در زمینه هنر آثار و ایده‌هایی که بخشی از آنها هم ذکر شد را دارا هستیم امام باید اعتراف کرد که چیزی به نام فلسفه هنر اسلامی وجود ندارد. چرا که هیچ کدام از فلاسفه ما در این مورد به طور مشخص ابراز نظر نکرده‌اند و حتی فارابی هم که بر خلاف ارسطو معتقد است تخیل از تحت قمر هم می‌تواند بالاتر رود دغدغه وحی را دارد نه هنر و در موارد مشابه هم مباحث این چنینی در خدمت کلام بوده است.

همچنین این سوال نیز مطرح است که چرا فلسفه هنر در سرزمین‌های اسلامی علی رغم وجود فلسفه و هنر در این گستره جغرافیای ایجاد نشده است. در این مورد دلایل بسیاری وجود دارد که از آن میان می‌توان به غلبه نگاه فقهی اشاره کرد.
البته خود من در این زمینه حق را به فقها می‌دهم چرا که در بعضی موارد هنر به شدت میل به ابتذال پیدا می‌کند. وظیفه فقه در مقابل مراقبت از کیان اخلاقی جامعه است.
دلیل دیگر این مسئله غلبه نظام استاد شاگردی بر نظام آموزشی مبتنی بر نظریه پردازی بوده است. در نظام استاد شاگردی استاد چند شاگرد می‌گیرد و از میان آنها شاگردی را که در او جوهره و اهلیت لازم را می‌بیند مورد آموزش قرار می‌دهد و هر چند این روش فواید بسیار دارد اما نظریه پرور نیست.

بین هنرمندان و فلاسفه نیز هرگز رابطه ارگانیک نبوده هرچند خود فارابی می‌گوید، اگر فیلسوف بخواهد برای موسیقی نظریه بدهد باید دستگاه‌ها را به خوبی بشناسد. در کنار این هنر ما بیشتر محصول شهود بوده است تا آراء نظری و از طرف دیگر اگر می‌بینیم در موسیقی و معماری آثار نظری خوبی داشته‌ایم به این دلیل است که آنها جرئی از فلسفه بوده‌اند اما در دیگر شاخه‌های هنر آثر درخوری نداریم. البته بعد از انقلاب تلاش‌های خوبی صورت گرفته است و امید وارم در آینده شاهد ظهور اندیشه‌های عمیقی در این زمینه باشیم.

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ٦:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()   

دوره دکتری معماری، آموزش فسلفه یا تکنولوژی یا ... بیگانگی از دانش اصیل معماری

تحصیل در مقطع دکتری آرزوی بسیاری از فارغ التحصیلان رشته معماری است که هم به جهت تصور افزایش معلومات و هم به سبب تقویت پایه های حرفه ای، از طرف آنان پیگیری می شود.

۴ دانشگاه در ایران سالهاست که به جذب دانشجویان دکتری معماری اقدام می کنند و اخیرا هم ٢ دانشگاه در رشته های مرتبط با تخصص های جانبی معماری و یک واحد دیگر دانشگاه آزاد در مقطع دکتری معماری، فعال شده اند.

علاقمندان پس از طی چندین ساعت آزمون و رقابتی فشرده که صد البته نوع درست این نوع آزمون(١)،برای ارزیابی کیفیت علمی این علاقمندان ضرورت دارد، گزینش شده و برای مصاحبه دعوت می شوند، که در اینجا تحقیقات، مقالات و علاقمندی دعوت شدگان ارزیابی شده و نهایتا تعدادی محدود اجازه تحصیل در مقطع دکتری را می یابند.

پر واضح است که چنین دانشجویانی نیاز به استاد و دانشگاهی مسئول و متعهد دارند که امکانات لازم پژوهشی و تحقیقاتی را در اختیار آنها بگذارند، و به تربیت و تقویت نیروی علمی و پژوهشی آنان بپردازند؛ اما آیا امروز در دانشگاههای ما به این شکل عمل می شود؟ آیا فارغ التحصیل چنین سیستمی واجد کیفیات مناسب یک فارغ التحصیل مقطع دکتری خواهد بود و به انتظارات جامعه از او به عنوان یک"دکتر معمار"پاسخ خواهد داد؟

 آنچه که تا حال بر ابنجانب تا حدود زیادی اثبات گشته نیاز به مدیریتی مسئولانه از بالا بر دوره های تحصیلات تکمیلی است،چرا که آنچه تا حال مشاهده شده مدیریتهایی درونی و فرد محور در داخل سیستم دانشکده ها است که به تعیین اساتید و دانشجویان این رشته می پردازد، که به جهت فردی بودن، پیامدهایش به لیاقت های فردی آن مسئول یا گروه محدود باز می گردد؛ که آیا مسئولانه با گزینش استاد و دانشجوی مقطع دکتری برخورد کرده اند یا خیر؟! 

به طور مثال تا زمانی که فردی متعهد رئیس دانشکده است، همه چیز به خوبی اداره می شود و دانشجویان راضی اند اما وقتی تغییر مدیریتی پیش میاید و مثلا رئیس جدید  دانشکده شهرساز از آب در می آید، چرخ روزگار برگشته و تمام دروس توسط شهرسازان و بدون رعایت هیچ شرطی از تخصص!!! به دانشجویان دکتری معماری عرضه می گردد!!!، و حتی ظرفیت استاد راهنمایی شهرسازان عزیز به ٢ برابر افزایش می یابد، تا جوابگوی مداخله پژوهشی این عزیزان در تزهای دکتری معماری نیز باشد!!!

حال در اینجاست که ضرورت وجود مدیریت و نظارتی متعهد از بالا به شدت مشاهده می شود تا جلوی این رفتارهای سلیقه ای و باندبازانه گرفته شود، مگر نه اینکه دورهای دکتری دوره هایی تخصصی و بنیادی هستند و مشخصا به دارندگان مدرک دکتری مرتبط، با رشته و به طور محدودتری به متخصصان سایر رشته های تأثیر گذار بر این حرفه مانند فلسفه هنر و سازه نیاز دارند؟!! در حالی که در برخی از این دانشگاهها نسبت به این قضیه بی توجهی شده و مثلا برای استادی که توانایی های لازم برای تدریس در دوره لیسانس را هم ندارد، سرفصل درسی مطابق با سوادشان طراحی گشته و تحت عنوان درس ویژه ارائه می گردد!!!  

صد البته این آزادی ها در سرفصل از محاسن دوره دکتراست تا این مقطع روزآمدتر و متنوعتر شود، نه اینکه عده ای این اختیارات را به نفع خود استفاده کرده و دروسی در سطح لیسانس را به خورد دانشجویان دکتری بدهند!

نکته جالبتر اینکه در اختصاص نمره به تزها، زحمت و نوآوری محققان دوره دکترا، و نیز ارائه نظریه از طرف آنان که از مبادی قبول یک تز دکتراست، به کناری گذاشته شده و نمرات عالی به دوستان و نزدیکان اساتیدی می رسد که از دادن این نمره هدف مالی و یا غیرعلمی را مد نظر داشته اند؛ و از طرف دیگر عملا داوران انتخاب شده برای ژوژمانها، که می باید آگاهانه داوری کنند و حق پژوهشگر دکترا را رعایت کنند، بر اساس روابط و بدون مطالعه تزها در جلسه حضور می یابند؛ و وای به حال پژوهشگری که با آنان آشنا نباشد و منافع مشترکی میان آنان وجود نداشته باشد!!! (2)

 

 آنطور که از وضعیت امروز دوره های دکترا، حداقل در تجاربی که ما داشته ایم، به نظر می رسد، شرایط در تدریس دکتری معماری، رو به بهبود به نظر نمی رسد و نوعی روند ساده انگاری در حوزه تخصصی این رشته مشاهده می شود، به طوری که افرادی غیرمتخصص، به جهت عدم وجود نظارت عالیه، از طرف وزارت علوم یا هر ارگان اندیشمند دیگری بر دوره های دکترا، و بدون داشتن قدرت علمی لازم، و با مداخله در عدم جذب هیئت علمی مناسب برای این دوره ها، جسارت تدریس در دوره دکترای معماری را به خود می دهند، که عواقب ناخوشایند این اتفاق در آینده ای نه چندان دور با تأثیر مخرب بر آموزش نسل معماران جوان، خود را نشان خواهد داد و نهایتا منتج به ضعف این رشته و بیگانگی فارغ التحصیلان آن با دانش اصلی معماری خواهد شد.

در آینده تلاش خواهم کرد با همکاری دوستان صاحب اندیشه، این جریان را در مجله های معماری به بحث گذارم و با کمک هم نظر وزارت علوم را به تقویت بنیه های تحصیلات تکمیلی معماری جلب نماییم، تا بتوانیم نسلی قدرتمند از معماران را با تدبیر و دوراندیشی امروزمان ، تقدیم جامعه فردای ایران نماییم.

 

پانوشت:

(١) بحث برای چگونگی برگزاری این آزمون، خود جای تحقیق و تدقیق بسیار دارد. 

(2) کافیست تجسم نمایید که داوری در جلسه دفاع دکتری برخلاف تمام انتظارات، مدام از جهل خود راجع به یک تز سخن بگوید!!! و به پژوهشگر خسته بگوید: من جواب سؤالم را نگرفتم!!! 

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()