برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

مصاحبه ای با فرشید موسوی در سال 2002 توسط نگار نصیری و نازلی سیاحیان

در مقام یک  دانشجو ی همیشگی به آقایان دکتر بهروز منصوری و  دکتر وحید قبادیان مدیونم! اینها بودند که تاریخ معماری را به من آموختند و پایه گذار موفقیت های بعدی من شدند که همین جا از ایشان تشکر و قدردانی فراوان می کنم.

در زمستان١٣٨٠ با دلی علاقمند و پرتهور آرشیتکت فرشید موسوی را برای تحقیق درس معماری معاصر دکتر قبادیان برگزیدم و با علاقه بسیار آن را به همراهی دوستم نازلی پیگری کردیم، در آن زمان ابدا منبعی از ایشان در دسترس نبود و با افتخار می گویم من و نازلی اولین ایرانیانی بودیم که پس از شهرت خانم موسوی با ایشان مصاحبه انجام داده ایم!

گرچه آن زمان هنوز کم تجربه بودیم و تهیه این سوالات و ویرایششان هم کار من است، اما آرزو داشتم که کاش آن زمان آنقدر می دانستم تا بدانم چه بپرسم که بهتر از تجربیات خانم موسوی استفاده کنم.

به سبب اینکه خود هم تاریخ معماری معاصر تدریس می کنم و این درس را دوست دارم و شاگردانم هم پروژه های بسیار غنی را برای این در س تهیه می کنند، احساس وظیفه می کنم تا این مصاحبه را در اختیار علاقمندان قرار دهم، و از دوستان گرانقدر هم تقاضا دارم با ذکر مآخذ و نام مصاحبه کنندگان از این مطلب استفاده نمایند.

مصاحبه ای اینترنتی با فرشید موسوی در ژانویه سال 2002

مصاحبه گران:

نگار نصیری

نازلی سیاحیان    

2002/01/26

....

 

 

 

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

درخت و ضریح

برای من که یک کلیپ دوست حرفه ای و یک کلیپ نویس هستم، هر کلیپی قابل توجه نیست؛ اما کلیپ وفاسیز(بی وفا) از بیاد ماندنی ترین کلیپ هایی بود که در خاطر دارم، یکی از مهمترین دلایلش نماد پردازی های زیبای آن و نورپردازی و ترکیب رنگ خوب آن و همینطور هارمونی و تطابق مناسب شعر و تصاویر است، ریتم کلیپ با ریتم آهنگ در هماهنگی است و مفاهیم انسانی در آن ملحوظ شده است، نکته ای که در بسیاری از کلیپهای مدرن به آن کم توجهی شده و یا از مفاهیم سطحی چون عشق های لحظه ای و سست در آنها استفاده می شود؛ یا از زیبایی و لطافت زنانه و گاهی حتی مردانه سوء استفاده می گردد.

 

نکته ای جالبی که می خواستم در این کلیپ به آن اشاره کنم، حضور درخت به عنوان نمادی مقدس است، و تشابهش با  رفتاری که با ضریح معصومین می شود، آنجایی که  مردم برای گرفتن حاجتهای خود تکه پارچه ای را به آن گره می زنند.

 

 

در فرهنگ های ابتدایی تر که به نمادها پایبند تر بودند درخت مظهری از برکت بخشی و زندگی بوده است. در اصل تقدس درخت مربوط به باورهای مشترک اقوام و فرهنگ های مختلف و با نگاهی یونگی برخاسته از  ناخودآگاه جمعی بشرست.

 

داستان طولانی تقدس درخت در فرهنگ مشرق و مغرب زمین، تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده است که نمونه ای از آنها مطلبی است که از کتاب "از اسطوره تا تاریخ" مرحوم دکتر بهار برایتان نقل می کنم:

 

 

دکتر بهار پس از تحقیق در باب درخت چنار و وجوه نمادین آن، در هشت بند به تلخیص اهمیت این درخت در نزد ایرانیان پرداخته است:

 

1-       چنارهای عظیم و بر کشیده و پر سال از ­دیر زمان در ایران مقدس بوده­اند.

2-   این تقدس از آن­رو است که اینگونه درختان از همه درخت­­های منطقه  عظیم­تر و بسیار پرعمر بوده، و سایه گستری و سرسبزی بسیار دارند، و نیز، به علت آن که هر ساله پوست می­اندازند به گمان مردم تازه و نوجوان   می­شوند. همچنین، بر اساس مردم­شناسی تطبیقی می­توان باور داشت که در اعصار بسیار کهن گمان بر آن بوده است که ارواح مردگان پرقدرت قبیله یا خدایان یا پری­ها در آنها می­زیستند یا این درخت­ها مظهر آنان بودند.

3-   بنا به عقاید مردم، چنارهای کهن برکت و پرمحصولی را به زمین و خانواده می­بخشند و زنان را در بارداری و به سلامت داشتن فرزندان یاری می­دهند  و کار و کسب را رونق می­بخشند.

4-   برای ستایش این نوع درختان سترگ، در دورة اسلامی، توجیهی تازه یافته­اند و برای آنکه ستایش ایشان برخلاف سنت­های اسلامی نباشد، اغلب به این نتیجه رسیده­اند که در پای این درختان، بزرگ مردی، امامزاده­ای یا مقدسی به خاک سپرده شده است.

5-   ستایش چنار کهن ودرخت­های دیگر مانند سرو، خرما، انار و جز آنها خاص ایرانیان نیست ودر فرهنگ اکثر اقوام جهان وجود دارد.

6-   درخت چنار در ایران باستان وجه مشترکی با شاه داشت. همچنان که شاه مظهر انسانی نیروهای برکت بخشندة آسمانی بود، چنار کهن نیز مظهر نباتی این نیروها بود.

7-   شاهان هخامنشی، بنا به سنت آسیای غربی- مدیترانه­ای، حافظ این مظهر گیاهی بودند، تنها تفاوت در ایران هخامنشی با آنچه فریزر نقل می­کند در این است که این درخت در ایران مظهری زرین داشته است که در دربار نگهداری می­شده است.

8-  

این درخت در ایران باستان ظاهراً پیوسته به همراه تاکی بوده است که به گمان من این تاک مظهر خون و دوام سلطنت بوده است که از طریق زن به فرزند یا داماد شاه می­رسیده است.

 

 

1.      بهار، مهرداد، 1384، از اسطوره تا تاریخ، گردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: نشر چشمه، چاپ چهارم.صص ۸-۴۷

 

 

 

 

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()