برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

بدون شرح...

بله، افتخار می کنیم،

 

اما...

شاید فراموش کردیم

جنگ بوئر

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی دوم

جنگ کره

جنگ مالایا

جنگ ویتنام

جنگ فالکلند

جنگ ایران و عراق

جنگ خلیج (فارس)

جنگ بوسنی

جنگ کوزوو

.

.

.

.

.

.

قرار بود کدام یک از اینها آخرین جنگ تاریخ بشریت باشد؟

 

چرا چیزهایی که بیشتر باید به خاطر داشته باشیم٬ زودتر فراموش می کنیم؟

با پیشرفت سلاح های کشتار جمعی زمانی خواهد رسید که بر روی زمین اثری از هیچ میراث فرهنگی و معمارانه ای باقی نخواهد ماند! و هیچ اثری از انسان...

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

به خودت بپرداز نه اینکه در پوستین خلق بیفت

امروز از سر تصادف چیزی رو در فضای بی صاحب وب دیدم، که یاد رفتارهای نامتعادلی افتادم  که بیشتر در دوران دبیرستان یا راهنمایی از همکلاسی ها و هم مدرسه ای هام دیده بودم.

از بخل ها، کوته فکریها و حرف بردنها و حرف آوردنهاشون، از شاید لحظه لحظه رنجی که به خاطر برتر بودنم نسبت به خیلی هاشون می کشیدم، از حرفهای نپخته و از رفتارهای نسنجیده اشون...

گذشت اون دوران با همه خوبی و بدی هاش؛ اما دانشگاه هم که رفتم، باز هم چنین جریانهایی رو با شدت و ضعف متفاوت در اطرافم حس می کردم، افرادی که قاضیان بالحظه بودند و برچسب زنندگان بالفطره! 

بالاخره دانشگاه هم تموم شد؛ باز هم با همه خوبی ها و بدیهاش اما...

اما هنوز هم چنین رفتارهایی رو می تونم و می تونید در کنه اعمال و رفتار مهندسان یا مثلا تحصیل کرده های امروزی به راحتی ببینید.

 

چرا اینقدر این رفتارها پردوامه و از زندگی های اطراف ما حذف نمیشه؟

چرا عده ای نمی تونند فراتر از این مقایسه ها و قضاوتها زندگی کنند؟

 

 

حالا به این نتیجه رسیدم که ما آدمها با ذاتی متولد می شیم که تقریبا در تمام عمرمون ثابته و اونو همراه خودمون داریم! و نکته قابل تأسف اینکه خصائصی چون حسادت و بخل در وجود انسان پایداره؛ یعنی که اگر در ذات کسی باشه، هرگز شاید تغییر نکنه و همیشه خودش رو به شکلی بروز میده. (برای اثباتش می تونید ادله های زیادی رو در کلام روانشناسان و علمای مطرح دنیا پیدا کنید )

 

مثلا اگه ذات پرمهری داشته باشیم، در نهایت نمی تونیم نادیده اش بگیریم و آدم با محبتی میشیم.

اما اگه همیشه در درون احساس خرد شدن یا شکسته شدن داشته باشیم، در نهایت فردی ضعیف و به تبع اون حسود و شاید مجرم میشیم که البته شدت و ضعفش به خانواده و اجتماعی که درش رشد کردیم بر می گرده.

 

مثالهای زیادی میشه از این دست زد که کار متخصصان روانشناسی و جامعه شناسیه؛ اما اگر کمی بلند نظر و دقیق باشیم، می تونیم افراد زیادی رو در اطراف خودمون ببینیم که اسم مهندس و دکتر رو هم با خودشون یدک می کشنداما درست مثل یک بی سواد اخلاقی رفتار می کنند! یعنی عملا قابل معاشرت نیستند...

 

 

بر اساس متون دینی، ساده ترین اصل یک زندگی موفق و پیدا کردن محبوبیت رو میشه اینجوری بیان کرد که:

"به عیوب خود بپرداز؛ چرا که پرداختن به آنها تو را از پرداختن به عیوب دیگران برحذر می دارد."

 

یا اینی که من همیشه به خودم و دوستام می گم:

صداقت بهترین راه رسیدن به موفقیته، حسرت موقعیت و مقام کس دیگر رو نخور، به داشته هات راضی باش، خداوند برای تو بهتر از اون رو تدارک خواهد دید...

 

 

حالا فکر نمی کنید کسانی که در کار دیگران تجسس می کنند یا مداخله، و یا مدام در حال قیاس خودشون با دیگرون و تقلید اعمال اونها هستند و به زعم خودشون می خواهند که پیش کسی کم نیارند و همیشه یه آس واسه رو کردن داشته باشند، شکست خورده های واقعی هستند؟  

 

می دونید چرا؟

چون از مسیری که خداوند اختصاصی اختصاصی برای خود خود خودشون تدارک دیده،  دور می افتند، وارد وادی میشند که دراونجا حسادت و مقایسه حرف اول رو میزنه! و بالطبع خدا نه! ...این دیگه راه خوشبختی نیست، راه منفور شدن و دشمن تراشیه!

هر چند اصل زندگی من بر دشمنی نیست و اغلب فراموش می کنم، اما اگر از کسی برنجم،مدتها رابطه ام رو باهاش محدود می کنم، و سعی می کنم دیگه نبینمش!

 

در اینجا هم به همه افرادی که سعی داشتن به دیگران بقبولانند که ما ساده ایم و زود باور، می گویم همونی رو که روزولت گفت:

 

صداقت بهترین سیاسته!

 

این خصوصیت منه که حقیقتی که حتی به نفعم نبوده رو گفتم و بسیارهم عذاب کشیدم؛ اما لحظه ای از خودم ناراضی نبودم، و این عین خوشبختیه! چون می تونم هر روز برای خودم دوست پیدا کنم و از بین اونها بهترین هاشون رو برای همیشه ام نگه دارم! آیا خوشبختی هم بالاتر از این هست؟؟؟

 

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

برنامه ماه جولای من در دانشگاه آکسفورد

 

 

 

Oral Programme
Monday, 21 July 2008 
 
16:00 – 18:00
 Delegate registration
 
20:00 –
22:00
 OXFORD UNION DEBATE Architecture would be better off without Schools of Architecture
For: Peter Buchanan, Architect, UK
Prof Nikos Salingaros, University of Texas at San Antonio, USA
 
Against:    Prof Sir Peter Cook, Royal Academy of Arts, UK,
Prof Jeremy Till, University of Sheffield, UK
 
Tuesday, 22 July 2008
 
 
08:00
 Delegate registration
 
  OPENING PLENARY SESSION 1
Chair: Paul Finch, CABE, UK
 
09:00
 Welcome and introduction
Susan Roaf: Heriot-Watt University, UK and Conference Chair
Bruce Hagland, Founder Member, SBSE
Marco Sala, President TIA
 
09:05
 Commitment for change
Sunand Prasad: President, RIBA and Senior Partner, Penoyre & Prasad LLP, UK
 
09:20
 Do no harm: preparing the architecture profession for the 21st century
Dennis A Andrejko, American Institute of Architects, USA
 
09:35 Where is architecture going in the 21st century?
Chris Johnson, Gensler, UK
09:50
 One world architecture
Nina Maritz: Architect, Namibia
 
10:05
 Assumptions underpinning the education of an architect
Christopher Alexander: Emeritus Professor of Architecture, University of California Berkeley, USA
 
10:45
 Refreshment Break
 
PARALLEL SESSIONS
 
Forum 1: Buildings and the Environment – Changing Courses
Forum Leader and Chair: Bruce Haglund, SBSE and University of Idaho, USA
 
11:05
 Keynote - Making buildings work better for their users
A Leaman: Usable Buildings, UK
 
11:30
 Teaching climate responsive design to beginning architecture students
P La Roche: California State Polytechnic University Pomona, USA
 
11:40
 Courtyards in pedagogy for sustaining buildings and people
CC Miller: Judson University, USA
 
11:50
 The influence of climatic design on Iranian symbolic forms designing
N Nassiri: Islamic Azad University, Tehran, Iran

 
12:00
 Apology for architecture
IA Meir, Ben-Gurion University of the Negev, Israel
 
12:10
 Experimenting with climate as a learning tool for architecture and climate, A+C undergraduate studio courses at UTFSM
N Hormazábal¹ ²: ¹Universidad Técnica Federico Santa María, Chile ²University of Nottingham, UK

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

باقیمانده ای از عثمانی: ترکیه

 

الان مسابقه ترکیه و آلمان در جام ملت های اروپا شروع شده

دوست دارم ترکیه ببره، ولی آلمان هم تیم خیلی خوبیه...

 

اما یک نکته درباره این ترکیه و سیاست های جدیدی که بعد از آتا تورک در پیش گرفتن و فعلا هم که جایگاه خوبی رو در دنیا کسب کردن یادم اومد:

هر چند در بعضی جاها کمی و شاید خیلی از حقوق بشر و آزادی های طبیعی مردم خودشون فاصله گرفتن، اما در کل در 30 سال اخیر بسیار فرهنگشون رو بالا بردن و پیشرفت کردند...

 

اکثر دانشگاهیان و تحصیل کرده های ترکیه ای به خوبی به انگلیسی و یا یک زبان اروپایی صحبت می کنند

ترکی رو با لهجه با کلاسی حرف میزنند که قدیما اینجوری نبودن!

خدای مد و زیبایی دنیا شدن

موسیقی شون پیشرفت کرده

دانشگاههای بین المللی دارن (قابل توجه وزارت علوم که مدرکشونو قبول نداره)

اقتصادشون داره پیشرفت میکنه! از پارسال تا حالا YTL، پنجاه تا شصت تومن گرون شده!(هدفشون رسیدن به ارزش یورو است)

در دانشگاههای دنیا عثمانی شناسی  داره جای ایرانشناسی رو میگیره، یعنی بهتر بگم گرفته! (یه نگاه به سایت دانشگاه هاروارد یا MIT بندازین متوجه میشین)

 

 

اما هیچ وقت این تصویر از ترکیه از یاد من نرفت: تصویر اون دختر محجبه در دانشگاه بزرگ تکنیک خاورمیانه یا همون اودتو، که از ترس مزاحمتها و متلک های پسرهای دانشکده به خاطر حجابش، خودشو پشت درختا قایم کرده بود تا اتوبوس بیاد...

 

اینقدر سخت گیری در مورد عدم اجرای یک آزادی مذهبی و یا انتخاب فردی که ضرری هم به کسی نمیرسونه برای چی؟ فقط برای عضویت در اتحادیه اروپا؟ یا حفظ آرمانهای لائیک؟

در حالی که در کشورهای اروپایی اصلا ممنوعیت حجاب وجود نداره و یک انتخابه و در مجموعه آزادی های مذهبی قرار می گیره! حداقل در ظاهر امر.

 

و البته این ربطی به طرفداری من از تیم فوتبالش نداره، به خصوص بعد از سوم شدنش در جام جهانی 2002

 

ترکها گل زدن! دقیقه 9

و الان هم 1-1 شدن!

و احتمالا هم می بازند...

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

حس زیبایی و عشق

ارسطو می­گوید: علوم ریاضی « نظم ، تقارن و تعیّن را در درجات خاصی نشان می­دهند» که ویژگی­های اصلی زیبایی­اند. ارسطو معتقد است که حیوانات در مورد لذات [ناشی از درکِ] « هماهنگی یا زیبایی» فاقد حسند؛ و علت این امر آن نیست  که حواس آنها دقت لازم را ندارد، بلکه به خاطر آن است که از قوای عقلانی بایسته محرومند. به قول شفتز بوری، حیوانات « قادر به شناخت یا لذت بردن از زیبایی نیستند»، حال آنکه انسان« به کمک شریف­ترین برکت وجود خود یعنی ذهن و عقل» می­تواند از آن لذت بَرد. (هنفلینگ، 1384، 64)

 

در قرن هجدهم، روسو هنگامی که احساسات انسان­های اولیه را با احساسات نوادگان متمدن آنها مقایسه می­کرد، تصور زیبایی را دوباره به «نظم» منتسب کرد. به نظر روسو، بر آمدن انسان از وضعیف توحش ضایعة بزرگی بوده است و بیشترین مصیبت­های هستی آدمی از همین [فاصله گرفتن از وضعیت طبیعی] ناشی شده است. ولی دست کم از یک لحاظ برای آدمی جبران مافات شده است. به عقیدة روسو، احساسات لطیف عشق­ورزی برای وحشیان مهیا نبوده است، زیرا « ذهن آنان     نمی­تواند تصورات انتزاعی تناسب و نظم را صورتبندی کند» و همان تصورات است که برای ادراک زیبایی جنس مؤنث لازم است؛ انسان متمدن، دست کم از این لحاظ، از اجداد وحشی خود ممتاز است. (هنفلینگ، 1384، 65-64)

    1. هنفلینگ، اسوالد، 1384، چیستی هنر، ترجمه علی رامین، تهران: انتشارات هرمس، چاپ سوم.

 

اما من با روسو موافق نیستم، حس عشق شاید خیلی هم به درک نظم و صورتبندی مربوط نباشه، چون فقط از اون ناشی نمیشه بلکه به حس حمایت و آرامش هم مربوط میشه! به نظرم دیدگاهش مردانه است و از دید زنان به مساله نگاه نکرده، و من از اینجاست که می فهمم خانمها زودتر از آقایان عشق را شناختند! 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()