برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

یک ایمیل جالب دیگر در ایران آرشیتکت

اگر این متن را با دقت بخوانید در می یابید که چرا خواستم نام وبلاگم را بگذارم "برای معماری ایرانی"...

گمان می کنم که من تصادفا این خانم را، که خود را کلر معرفی کرده  در مسیر یزد دیده ام البته اگر همین اواخر به آنجا سفر کرده باشند، نقدشان بجاست و من شخصا با نظر ایشان موافقم.

سر فرصت ترجمه اش را هم می نویسم. البته متن دشواری نیست؛ بخوانیدش: 

Is there anyone in Iran that is currently working on/desigining
structures that are traditional in appearance but modernized within
to accomodate for our lifestyles today?

When traveling about within Iran, I always see new buildings popping
up all over the place that possess the stylings of everywhere else on
the planet. However, I have yet to see anyone building anything that
reflects Iranian or Persian heritage.

To use an example, if one visits New Mexico in the Southwestern part
of the United States, the majority of the architecture is based upon
the traditional Indian pueblo design or colonial Spanish whilst still
providing for our modern lifestyles. There are many beautiful
structures that have been created that are very successful in
blending in with the landscape and also at portraying a part of the
culture.

Why is/does this never seem to be done in Iran? There are many
building styles from the past that could be utilized to great effect
and also provide for some very liveable whilst beautiful
neighborhoods, cities, etc.

Abyaneh's buildings can be very similar at times to what one can see
in traditional New Mexican Pueblo architecture.

In Yazd, to my husband and my dismay all you see is people scrapping
Badgir right in left to hang ugly swamp coolers all over the sides of
their buildings. These Badgir are one of the architectural gems of
the city that it is known for. One could quite easily disguise newer
swamp coolers within a structure designed as a Badgir and retain the
architectural integrity of many of these buildings.

The designs of the old homes with interior courtyards could easily be
adapted to accomodate newer lifestyles. Rather than being
constructed as a home for one family, two to three townhome or
apartments could be included within whilst providing courtyard space.

However, at every turn, we have repeatedly seen some of the ugliest
apartment blocks, etc. being constructed.

I don't wish to sound critical, but it is not understandable. Even
wen reading many of the postings here, almost everyone seems to be
concerned with architecture that is available outside of Iran. You
have beautiful architecture available within your own country that
needs to be studyied and adapted to newer designs. Why is this not
being done? You have what you need at your disposal. Everything.

When a tourist comes to visit Iran, or to live in Iran, they are not
looking to view modernist building interpretations of anything
outside of the country. They go to Isfahan,Abyaneh, Kashan, Yazd,
etc. because they wish to see what Iran(Persia) used to be. When
they went to see Bam it was not to view the modern city, it was to
view the Arg. When they purchase property, they tend to like to
purchase one of the older homes to live in and then proceded to
decorate it with traditional furnishings on top of this.

These designs still need to be utilized. They are your treasure.
They need to be treated as such.

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

من آن موجم که آرامش ندارم...

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

یک سایت جالب نپالی در حوزه معماری بومی (Abari)

 

Abari is the Adobe and Bamboo Research Institute, and is dedicated to
research into, and promotion of, the use of adobe and bamboo in
vernacular and progressive architecture.
As part of their program, their proposal to conduct research the
insecticidal /neem/ oil as a potential bamboo and wood preservative
deserves support.

http://abari. org/
>
>
> Abari is a socially and environmentally committed
> research,design and construction firm that examines,
> encourages, and celebrates the vernacular architectural
> tradition of
Nepal. Nepal posses sophisticated traditional
> knowledge of natural materials like adobes, bamboos, stones
> and reed, and Abari as a research and design firm tries to
> promulgate these materials into contemporary design practices.

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

دوباره یک ميان برنامه در بحث کهکشان- گنبد پيازی! چگونگی ساخت آن

Image:St Basils Cathedral closeup

You'll notice that the model here is based on an octagon.
Each of the "petals" in the flattened out diagram is properly called a
'dart.' It you calculate the radius of each layer where the darts touch,
you can build small arcs with that radius and attach them to the flat,
turning the octagon into a circular dome. Then cover the ribs with
flexible strips. This is in fact how the wooden onion domes are formed,
if I recall correctly.
Sometimes the domes are then covered with something like shakes, at
least in Scandinavia.

Chris Green

The steps were:

1. Draw a profile of the dome. Try to make the segments of the arcs (I used three arcs) approximately uniform in size. I turned on endpoints with a value of two to see what I was doing.
2. Create the dome itself. I made this octagonal, which is what the one in the photo appears to be. Then I unsmoothed it.
3. Lay out a series of intervals on a vertical line corresponding to the lengths of the segments on the original profile. I used Xline.rb to turn a series of lines into guides to mark the intervals. Then copy the horizontal lines on one sector of the dome over to their corresponding positions on the vertical line.
4. Scale the horizontal lines by a factor of .5 to create a true half of the dome sector. Connect the dots.
5. Mirror the half to create a whole sector.
6. Copy the dome sector to a copy of the base of the dome and copy it around seven times. That's it.

Gully Foyle

http://www.sketchucation.com/scf/viewtopic.php?f=96&t=1792

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

خلط مبحث از کهکشان به ساخت گنبدهايی بر روی خانه زنبورها !!!

یک ایمیل در گروه IranArchitect دیدم که برایم خیلی جالب بود!!! این استفاده ابزاری از فرمهای ایرانی!!! تا ساسکچوآن کانادا هم رسیده! بخوانید:

هی (یا یک نوع خطاب یا سلام انگلیسی!)

من یک زنبوردار هستم و علاقه دارم که کندوهای خود را به شکل متفاوت معمارانه ای بسازم.

اینجا (منظور آنجا!) در ساسکچوآن کانادا کلیساهای سلاوی شرقی زیادی هست که سقف آنها با گنبد های (پیازی) ایرانی پوشیده شده است.

بنده تمایل دارم که کندوی زنبور عسلی با این نوع پوشش در بالای آن بسازم اما از کمبود پلان یا فرمولهای ریاضی لازم برای ساخت چنین چیزی  متحیرم .(یا در شگفتم!!!)

کسی در این گروه میتونه کمک کنه؟ (برای نشان دادن علاقه وافر خود به زنبور و زنبورداری و نیز شاید لطافت کلام هم be {بودن} را  bee {زنبور} درج فرموده اند)

Hey,

I am a beekeeper and enjoy making my hives look like models for
different architectual styles.

Here in Saskatchewan Canada there are many eastern slavic church's
that are topped with Persian (onion) Domes.

I would like to make a beehive with this style of top but I am amazed
at the lack of any plans or mathematical formulas for making such a thing.

Can any of this group bee of any help??

Paul

البته من از این حس تحقیق ایشان لذت بردم ولی دلم به حال آن گنبدهای ایرانی پیازی امان سوخت که قرار است نیش بخورند و در عین حال عسلی هم باشند!

حاا فکر می کنید که چه باید کرد و چه چیزی در جواب این آقا نوشت؟ شخصا اعتقاد دارم که باید به ایشان کمک کرد چون یاد دادن زکات علم است، اما می باید قسمت بزرگتری از معماری ایران را به ایشان شناساند تا اینقدر راحت فرم زیبای معماری ما را از بالای کلیساهای اسلاو به روی کندوهای زنبور خود پایین نکشند.

در ضمن حضور این فرم معماری ما در سرزمین اسلاوها و روسها و انتقال آن به کشور حدودا 150 ساله ای چون کانادا می تواند موضوع تحقیفق خوبی هم باشد که بدین وسیله از جناب پل تشکر می کنیم.

اما به نظر می آید که می باید در مورد ایرانی بودن این گنبدها هم تحقیق شود. 

نکته:

تا آنجایی که به یاد دارم ایالت ساسکچوآن به مرکزیت شهر رجینا است و  ساسکتون از شهرهای مهم آن است در ضمن این ایالت  از قطبهای کشاورزی کانادا می باشد. این نکته ای که عرض کردم برای   Citizen شدن مفید فایده است.

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

روی این "نقطه آبی رنگ پریده"

Pale Blue Dot :

نقطه رنگ پریده آبی (Pale Blue Dot)، نام و لقب عکس مشهوری است که به وسیله کاوشگر فضایی ویجر يك از زمین گرفته شده است. این عکس ، نمایی از زمین در برابر گستره عظیم فضا به دست می‌دهد.

در سال 2001 سایت (www.space.com) ، این عکس را به عنوان یکی از 10 عکس برتر علمی گرفته شده از فضا ، انتخاب کرد.
این عکس از
فاصله 6.4 میلیارد کیلومتری از زمین گرفته شده است. در این عکس زمین تنها 0.12 پیکسل ، اندازه داشت. این عکس به وسیله یک دوربین با زاویه باریک 32 درجه و با استفاده از فیلترهای آبی ، سبز و بنفش گرفته شد.
کارل ساگان در کتاب «نقطه رنگ‌پریده آبی» درباره این عکس می‌نویسد:
"ما موفق شدیم که این عکس را از عمق فضا بگیریم و اگر شما به آن نگاه کنید ، یک نقطه می‌بینید.
به آن نقطه بار دیگر نگاه کنید. آنجاست. آنجا خانه است
. ما آنجاییم.

هر کسی که دوست داریم ، هر کسی را که می‌شناسیم ، هر کسی که از او تا به حال شنیده‌ایم ، هر انسانی که تا به حال زیسته است ، ‌روی همین نقطه به سر برده است.
مجموع همه خوشی‌ها و رنج‌‌های ما ، هزاران آموزه‌ اقتصادی ، ایدئولوژی‌ و مذاهب دلگرم‌کننده ، هر شکارچی و کاوشگری ، هر قهرمان و ترسویی ، هر آفریننده و نابودکننده تمدنی ، هر شاه و رعیتی ، هر زوج جوان عاشقی ، هر کودک امیدواری ، هر مادر و پدری ، هر مخترع و مکتشفی ، هر معلم اخلاقی ، هر سیاستمدار فاسدی ، هر ابرستاره‌ای ، هر رهبر عالی‌رتبه‌ای و هر معصوم و گناهکاری در تاریخ نوع بشر روی همین نقطه غبارگونه معلق در پرتو آفتاب ، تجلی یافته‌ و زیسته‌ است.
(منبع: روزنامه الکترونیکی روزانه)

شاید بارها خوانده ایم یا شنیده ایم که کهکشان(Galaxy) ما بزرگ است ولی تنها کهکشان دنیا نیست، خورشید با تمام آن عظمتش رقیبان بسیاری در این عالم پهناور دارد.

ما در یک کهکشان و در جهان پهناوری که ابتدا از جهانی متراکم، داغ و پرنور شکل گرفته است زندگی می کنیم. همه موجودات جهان از این انرژی نورانی خلق شده اند و در کل این امکان وجود دارد که خود جهان پهناور و انرژی که آن را پر کرده است از انفجار ذرات کوچک ناپایدار در فضا تشکیل شده باشد.  

آنچه که از فرضیات انفجار بزرگ Big Bang)) در کتاب "انفجار بزرگ" اثر کریک هوگان پیشنهاد شده این است که در فضای فاقد خلأ فیزیکی، اثر دافعه شدید متقابل گرانشی گسترش می یابد. این دافعه انرژی جهان را پس می دهد و باعث انبساطی می شود که انفجار بزرگی را شروع می کند. طبق این عقیده، چیزی که انفجار بزرگ را آغاز کرده است، یک ذره میکروسکوپی در خلأ بوده است. با فرض وجود این ذره، باید انفجار بزرگ به خاطر نیروهای فیزیکی بوده باشد.(هوگان، 1385، 51)

ادامه دارد...

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()   

يادداشت:

مارک توآین:

هرگاه احساس كرديد جزئى از اكثريت هستيد؛ زمان احيا و اصلاح فرارسيده است.

+ دکتر مهندس نگار نصیری****** Negar Nassiri PH.D, M Arch ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()