برای معماری ایرانی||||||||||||||For Iranian Architecture

چقدر از این قاضیان بی علم این زمانه بیزار شده ام

مدتهاست آدمها را از دریچه دیگری شناختم...طوری که خود هم خود را نشناخته اند...

این برندگان و قاضیان تحصیل دلیل و نه علم!!! برای منافع خود کرده از پیش در هر بازی باخته و از همه جا رانده و روی زمین مانده به آتش اعمال خود بر خاکستر نشسته...


کسانی که با یک مدرک خود را باخته اند و بی محابا خود را اسطوره نبوغ و قدرت فرض کرده اند و خویشتن ناقص خویش را قادر به صدور هر حکمی دیده اند، عقود و دستورات باطل و امور نامشروعشان را دیده ام و شیطان را در وجودشان یافته ام...که همه حکایت از سطح توان و سوادشان دارد اما انگار خود را در عالمی دیگر می پندارند، چقدر این واژه دکتر خطرناک شده...
یادشان رفته که دکترا خوانده یعنی محقق، یعنی مدبر، یعنی کسی که تعقل می کند و نادیده را می بیند...چطور ابلهی که خود را ملجأ الاموری بی مسئولیت یافته، دکتر است؟

گاهی به داروخانه ای می نازند که آرزوی رنج دارد برای آدمیان و از دردهای مردم نان در می آورد و فراموش کرده که اگر آرزوی درد کسی را کند کسبشحرام است.


نوکیسه ای به دزدی حق صاحب ادعا شده، از جهنمی سخن می گوید که در همین دنیا از آتشش خاکستر شده و منفور همه عالم است و باز هم پیش خود همه را می خرد و می فروشد با آن مال بی حیا پرورش به خیال خامش...

دکتر است و زیر دست 6 کلاسه ای از خود بیخود که رسم عید دیدنی نامحرمان راه انداخته و از مدنیت سخن گفتنشان راه جهنم را برایشان با مشعل جسارتشان روشن کرده...

دکتر است و از مزاحمتی سخن می راند، که وظیفه اش بوده و از سر انداخته و ریشخند مردم شده با آن نامه ها و عکسهایش و اما همچنان از افتضاحش، خاندان و اعوان و اعقاب و رهروان نادانش، حقها برای خود بافته و مصلحتها از خود ساخته...

حقوقش خرج باطل و نامشروع شده و قدمهایش راه باطل و حرام و حریمهای نامشروع مفسدان پوییده و انر به معروف و نهی از منکر را وظیفه خود ندانسته و حالا از ادعا و هنر شهرنگهداشتنشان ذهنها حیران مانده...

6 کلاس سوادش هم مصداقی برای اثبات لایق بودن به آن را هم ندارد و روشن است از درد نان از خانه کوچک پدر بیرون رفته و حالا این همه ناز از غلام ترک و استر و خانه بزرگی می کند که ملک خودش هم نیست و این نودولت تازه خارج دیده، از نوکیسگان عرب و ترک برای ما غول فرهنگ و کلاسی ساخته و از غیبت مشکلات کاری دانشگاهیان، دهانش کف بر آورده...

بی امان فحش و ناروا بر زبان رانده و به هرکس توانسته جسارت کرده در اناق ریاست بی کیاستی یا بیغوله رهاشده بیس تون و تیرکی در شهرستانکی و حس به جایی رسیدن و تصمیم گیر شدن، ظرفیت اش را شاید به خودش نشان داده...که اینطور چهره اش به مترسک خندان و ترسان تؤامانی بدل گشته...که راز دل از چهره عیان است...

 

وای از این کنیزان و بردگان دنیای مدرن...وای از این نوکیسگان و کارنابلدان، وای از این برندگان همه چیز باخته، که برای نان و پیدا کردن مولی و صاحب و خانه و کار و شأنی خیالی چه فتنه ها نکرده اند که هرگز قابل قیاس با رسم آزادگان نبوده و در پای تختگاهشان هم جایی برای جولان ندارند.


معاون و مدیر علم کده ای بی علم و پر از دروغ و بهتان شده در دشتستانی متروک و الیف و گلیفی از هم باز نمی شناسد و در اعمال خود گرفتار شده اما چون سر زیر برف کرده از اطرافش خبر ندارد، با لال شدن و بلاک کردن و وقت تلف کردن، آرزو دارد که کسی نبیند وضع اسفبارش را که جهنم را شایسته اش کرده...


با مدرکی که سطح ضریب هوشی اش را از همان ابتدا هم می نموده، رئیس جایی شده که استحقاقش را ندارد و تصور کرده که چون چند کاغذپاره نگاشته چند  سابقه دار در دستش گرفته و به غیبت  چادر روی زمین کش های بی آزرم دل بسته، دیگر حرفش جای انکار و تنبیه ندارد و برنده است! انگار نه انگار به شهادت دروغ دل بسته و شهادت راست را کنار گذاشته که این ازعلائم آخرالزمان است...

حق التدریسی بی مجوز است و با ساخت و پاخت در بیزاره سرایی بی قانون، حق برای خودش یافته و یادش رفته خانه نشین چه رهاشده ای بوده و چه کتابها دست این و آن داشته...

می خندم  به این غرور انسانهای حقیر و راه خودم را با صلابت می روم و عزت خودرا از صداقت و اصالتم می دانم...چون منی برنده ام که راستگویم و هیچ شاهدی بالاتر از خدا نیست.

روزی استادی بزرگوار که از نسلی بزرگوارتر بودند مرا که دیدند، فقط یک کلام گفتند که انگار از دنیایی دیگر بر زبانشان جاری شد، فرمودند: "تو دیگر مانند پیامبری هستی که این قوم غافل را باید هدایت کنی"

یاد خوابی افتادم سالها پیش که وقتی دانشجو بودم دیدم، بر آسمانی روشن با خطوطی طلائی در برابرم نوشتند:

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین(قصص/6)
و ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را از امامان و از وارثین زمین قرار دهیم.

مستضعف نه چون پنداری عرفی، فردی ندار و فقیر و بی توان که یعنی کسی است که لایق کارش و خدماتش بوده و حس والایی از سرفرازی و عشقی والا دارد و اما نالایقان فاقد شایستگی و کفایت، مانع خدمتش به مخلوقات خدایند و این تفسیر دقیق من از کلمه "مستضعف" در این آیه مهم است و این "مستضعف" یعنی انسان توانایی که به زور به درجه ضعف کشیده و نگهداشته شده است.

 

بیزارم از این ناز خواهان و گردنکشان این دوران

بیزارم از این حق خواهان ناحق و ناشایست

    پيام هاي ديگران ()   

نکته ای در باب "موسی"، پسر ذکر شده برای حضرت امام حسن عسگری، و

نتیجه و تلخیص تحقیق و تحلیل بنده: حضرت مهدی بزرگوار، بنا به روایات قطعی شیعه، برادری از سمت پدر ندارند

از امروز تصمیم دارم کم کم نکاتی را در مورد بعضی از مطالعات و تحقیقات تطبیقی ام در مورد روایات مربوط به امام زمان (عج) و رمز گشایی از برخی نکات آن را که در خصوص آن اطمینان قلبی و عقلی حاصل کرده ام، خدمت جامعه منتظران حضرت ارائه نمایم، و تأکید کنم که پذیرش هیچ امری در ظاهر درست نیست و می بایست در مورد هر چیزی تعمق شده ودقت شود و از تکرار چیزی که نمی دانیم، پرهیز نماییم.

 

با درود بر روان صحابه عالیقدر حضرت  امام زمان و اجداد بزگوارشان، علی ابن ابراهیم ابن مهزیار(مازیار)، و احترام به مردم حق طلب اهوازی، می خواهم در مورد بحث هایی در خصوص "عسگری سوم" و برادر احتمالی حضرت از پدربزرگوارشان، امام حسن عسگری بگویم و از محققان عالیقدری که در این باب بحث هایی را مطرح کرده اند و شاید در حال کارهم باشند، تقدیر نمایم و تأکید کنم چنین برادری قطعا از طرف پدر برای حضرت ولی عصر میسر نیست، چرا که روایات معتبر شیعه بر تک فرزند بودن ایشان از طرف پدر و تأکید میکنم صرفا پدر بزرگوارشان تأکید دارد.

 

معتبرترین روایت در خصوص وجود احتمالی برادری به نام موسی در کنار حضرت ولی عصر،  از شرح ملاقات علی ابن ابراهیم ابن مهزیار، در کتاب کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق یافت می شود که در دیدار با کسی که محتملا از جنس مارن و قادر به انطباق با شرایط زمینی است، به دیدار ایشان برده می شود و در هنگام سلام، به همدیگر، علی بن ابراهیم بن مهزیار به "محمد و موسی فرزندان امام حسن عسگری" قسم یاد می کنند و در ادامه به معرفی ایشان توسط حضرت اشاره می کنند که با توجه به اسناد قطعی و قابل استنادتر و چندگونه بودن تعریف و ثبت این خاطره در چند کتاب یا 1-تعریفی احساسی  و هیجانی یا 2-.ناشی از ثبت نادرست روایت 3- یا دستکاری آن در طی زمان و در نسخ بعدی دستنویس جهت منطقی نمودن روال وقایع توسط کاتب بعدی است.

 

به هر صورت در متن عربی، "إبنین" به معنی پسران و فرزندان و "اولاد" واژه ای عام تر و به معنی فرزندان است و با مراجعه به قرآن و نظریه های مربوط به ارث پس از فرزند همیشه نوه و نتیجه حکم فرزند را می یابد و حق فرزند را می برد و لذا، با علم قاطع وبا استناد به روایات قویه شیعه، در خصوص تک فرزند بودن قطعی حضرت ولی عصر از سمت پدر، و عدم امکان همسر اختیار کردن در این شرایط غیبت که مطمئنا با ذات آن تضاد ماهوی دارد و ممکن نمی باشد که بعدا در باره آن بحث مفصلی خواهم نگاشت، "نام مبارک موسی در این روایت"، که قطعا به نامشخص بودن زمان ظهور هم اشاره نموده و اتمام این انتظار را نزدیک به آینده ای نزدیک برای راوی، می نماید؛ جز "فرزند حضرت ولی عصر" که هنوز به دنیا نیامده نمی باشد، که پس از ظهور حضرت و ازدواج مبارک ایشان به دنیا آمده و به ایشان کمک خواهد نمود و اساسا موسِی(ع)، در این روایت، نام نوه به دنیا نیامده حضرت امام حسن عسگری است؛ و مطمئنا صحابه نزدیک حضرت، چون ابراهیم بن مهزیار و فرزندان و بستگانشان، که سالها در خدمت این خانواده و نمایندگان آنها در اهواز بودند، از بسیاری از ماوقع چه  در حال و چه در آینده این خانواده مطلع بودند که روانشان شاد و روحشان قرین رحمت الهی.

    پيام هاي ديگران ()   

یک مقاله در سال 2014 در مجله Advances in Environmental Biology

پس ازمدتها دوری از فضای مجازی و مشغله های مکررم در تدوین و تالیف کتب و مقالات ناتمام، تصمیم گرفتم ماحصل یکی از کارهای مشترکم در زمینه نظریه "درجات خلوت" را که در یکی از ژورنالهای بین المللی به چاپ رسیده خدمت دوستانم ارائه کنم.

گرچه معتقدم که بهتر بود بیشتر بر ترجمه انگلیسی این کار نظارت می شد، اما کلیت کار نو، و واجد ارزشهای علمی در حوزه روانشناسی محیطی و کاربرد آن در عرصه معماری است که بر اساس نظریه "درجات خلوت" اینجانبه تدوین شده است.

بزودی در کتابم در حوزهSegments of Privacy in Built Environments  بحثهای مفصلتری را در این حوزه ارائه خواهم کرد، که برخی مزاحمتهای حرفه ای و حاسدانه تأسف آور از طرف افرادی ناصالح، مانع از تقدیم بموقع این کتاب به جامعه علمی گردید.

 

توضیح دیگر اینکه "جناب آقای دکتر حسین سلطانزاده"دانشیار محترم گروه معماری دانشگاه ازاد اسلامی-واحد تهران مرکز بوده و حق استادی اشان بر من همیشه محفوظ  و از استادان توانمند و مفاخر معماری این کشور می باشند که  دهها کتاب و مقاله ارزشمند در حوزه معماری تدوین فرموده اند که بنده قسمت عمده علاقه ام به پژوهش و پویایی را مدیون دو سال شاگردی ایشان در دانشگاه، از ترم چهارم تا هشتم، در مقطع کارشناسی ارشد پیوسته معماری، در دروس مختلف می باشم.

http://www.aensiweb.com/old/aeb/June%202014/687-699.pdf

AENSI Journals Advances in Environmental Biology ISSN-1995-0756 EISSN-1998-1066 Journal home page: http://www.aensiweb.com/aeb.html

Corresponding Author: Hossein Soltanzadeh, Associate Professor, Department of architect, Islamic Azad University, Central Tehran Branch (Main Writer), Tehran, Iran. Studying the Hospital Space in Terms of Privacy for in Patient, According to Space-Path Model tn Therapeutic Environment 1Elmira Esfahani, 2Hossein Soltanzadeh, 3Negar Nassiri 1M.Sc. student, Department of Architecture, Islamic Azad University, North Tehran Branch (Main Writer), Tehran, Iran. 2Associate Professor, Department of Architecture, Islamic Azad University, North Tehran Branch (Main Writer), Tehran, Iran. 2Assistant Professor, Department of Architecture, Islamic Azad University, North Tehran Branch (Main Writer), Tehran, Iran.

+ نگار (رزالیا) نصیری (کرشی)****** Negar(Rosalia) Nassiri(Koroshi) PH.D, M Arch ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

مقاله ای برگرفته از تلاش مشترک بنده با دانشجوی خوبم، سرکار خانم مهندس کبیر

مقاله" چگونگی درک کودک از محیط پیرامون و تاثیر آن بر شکل گیری فضا"

 

 

فصلنامه نماد گلستان

ISSN 2008-3203

فصلنامه فنی، مهندسی

شماره 23، زمستان 1391

 

http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=1154393&l=fa

+ نگار (رزالیا) نصیری (کرشی)****** Negar(Rosalia) Nassiri(Koroshi) PH.D, M Arch ; ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()   

روزهای من در گروه معماری (قسمت اول)

مشاهده یادداشت خصوصی

    پيام هاي ديگران ()   

فغان... که فریاد بی نشانه تو، دلیل سکوت پر از بغض، حرفهایم بود....

مشاهده یادداشت خصوصی

    پيام هاي ديگران ()   

داستان ناتمام یک مبارزه...

مدتهاست که برای شکستن قانونی نانوشته یک تنه و بسیار غیرمنصفانه با کسانی می جنگم، که درکی از معنای واقعی تعهد و خدمت ندارند...

قانون تحمیق و  تحقیر حکم نانوشته و رای باطل و مغرضانه اشان است و من تا حال بسیار محکم در برابرشان ایستاده ام...

دوستان زیادی داشته ام که در این مبارزه به یاری ام آمده اند و هر کس به قدر قدرت خود سهمی در ابطال این قانون دور از خرد جامعه قبیله ای حرفه ای ما داشته اند.

صدای ما در حال درنوردیدن این دیوارهای تنگ است و تا شکستنش چندان زمانی نمانده است...

دست در دست همراهان و سروران دلسوز پشتیبانم، تا روزهایی دیگر اقتدار پوشالی این قوم پرهجمه دور از اخلاق را خواهیم شکست...

تا اتمام این فصل از مبارزه راه زیادی نمانده است...

اما در این روزها از صدای بالهای شکسته شاگردان بی پناهم بسیار رنجیدم...

 

دور نیست روز بازگشت دوباره امید در کویی که بومان در آن فریاد می زدند ...

 

    پيام هاي ديگران ()   

مقاله ای از من و همکار عزیزم سرکار خانم دکتر حسینی

نشریه معمارشهر، سال اول، بهار 1392، صص 48-35

 

پیشنهاداتی برای بهبود آموزش معماری با بررسی تطابقی دو سامانه سنتی و دانشگاهی

 

چکیده

پس از شکل گیری نهادهای آموزشی مدرن در ایران و شکل گیری ساختارهای مدرن و به تبع آن شکل گیری پارادایم علمی، آموزش معماری نیز مانند بسیاری دیگر از پدیده ها دستخوش تغییرات اساسی گردید، که این شکل جدید محصول نگاه علمی نوین غرب بود. نگاه علمی به معماری سبب گردید این رشته مانند سایر علوم، تخصصی باشد که  فرد در روند آموزشی معینی، با پیروی از یک سری مبانی نظری ثابت به کسب دانش می پردازد. از آنجا که ریشه این نوع آموزش، قبل از آن که بر مسیر تکاملی خود متکی باشد، بر نیاز دولت مدرن بر بازسازی ساختارها متکی بود، سرفصل های تدوین شده فاقد نگاه تجربی و تکاملی ای گردید، که تعارض میان عمل و نظر در ا ین رشته را در پی داشت.

در این مقاله، با استفاده از روش تحقیق تحلیلی- مقایسه ای، و با استفاده از شیوه مرور متون و منابع، مباحث موجود به بحث گذاشته شده و در پایان نتیجه گیری به عمل آمده است.

 

کلمات کلیدی: سامانه آموزشی سنتی، سامانه آموزشی دانشگاهی،راهکارهای آموزش معماری

    پيام هاي ديگران ()